نابودی وُلگا

نابودی وُلگا

شوروی، ولگا را به یک ماشین بدل کرد، و ماشین هم به زودی از میان رفت

سدهای بی‌شمار، نفس مهم‌ترین رودخانه روسیه را به شماره انداخته‌اند

نویسنده: اولگا دوبروویدووا

مترجم: شاهو صالح

دوبنا[۱]، یک شهرک کوچک در فاصله سه ساعت از مسکو با قطار است. اسمش را هم در نقشه‌ها می­‌شود یافت و هم در جدول تناوبی عناصر: عنصر ۱۰۵م، دوبنیم[۲] در یک آزمایشگاه تحقیقاتی در این شهرک کشف شد و اسمش را از آن گرفت. شهرک آرام و بی‌سروصدا بیشتر با جنگل‌ها و آب‌های اطرافش شناخته می‌شود: در کرانه‌‌ی مخزن آبی ایوانکوفسکو که قسمت اول از پروژه عظیم انرژی برقابی «ولگای بزرگ» است. تکمیل این پروژه در عهد شوروی سابق چند دهه طول کشید. مجموعه کامل پروژه شامل ۱۱سد روی ولگا می‌شد و بزرگترین آنها، سد کاما، ۵ درصد از کل نیروی برق تولید شده در روسیه را تأمین می­‌کند. مخزن ایوانکوفسکو هم قدیمی‌­ترین بخش پروژه و هم منتهی‌الیه آن است و در دوردست‌­ترین بخش حوزه آبریز ولگا قرار می‌­گیرد. با طول ۲۳۰۰ کیلومتری‌اش، ولگا را گاهی وقت‌­ها با عنوان طولانی‌ترش، «مادر ولگا» می­‌شناسند. طولانی‌ترین رودخانه در اروپا و پرآب­‌ترین آنها، از شمال غرب مسکو سرچشمه می­‌گیرد و به دریای خزر می‌­ریزد. نزدیک به ۶۰ میلیون نفر-حدود ۴۰ درصد جمعیت روسیه-در حوزه آبریز ولگا زندگی می­‌کنند که تقریباً یک دهم وسعت کشور را در برمی­‌گیرد. مسکو و جمعیت ۱۲ میلیون نفری‌اش بخش عمده آب آشامیدنی‌اش را از ولگا و از طریق کانال مسکو تأمین می‌­کند. ۱۵۰۰ کیلومتر پایین‌تر، شهر بندری استراتژیک ولگوگراد (استالینگراد سابق) قرار دارد که به‌خاطر یکی از خونین‌ترین نبردهای تاریخ در جنگ جهانی دوم شهرت یافته است. ولگا به‌عنوان منبع آب آشامیدنی و انرژی و همچنین شهرت تاریخی‌اش تقریباً هر جنبه‌­ای از زندگی در روسیه را تحت تأثیر قرار می­‌دهد. ولگا برای روسیه همان می‌سی‌سی‌پی در آمریکا و راین در آلمان است.

هنگامی که پروژه بزرگ در دوبنا در دهه ۱۹۳۰ کلید خورد، دولت جوان شوروی قصد داشت با توسعه پرشتاب صنعتی به سرعت در رقابت با کشورهای سرمایه­‌داری غربی پیش بیفتد. اما برای رسیدن به این هدف تولید انرژی در مقیاسی وسیع لازم بود. هنگامی که آخرین بخش پروژه «ولگای بزرگ» در دهه ۱۹۸۰ تکمیل شد، شوروی به تازگی میزبان مسابقات المپیک شده بود و برنامه اصلاحات موسوم به پرسترویکا در حال کلید خوردن بود که قرار بود به دوره‌­ای از رکود پایان دهد و جان تازه‌­ای به کشور بدمد. تاریخ پروژه ولگای بزرگ به یک معنی، تاریخ صنعتی شدن شوروی است، و نمودی از رقابت با ایالات‌متحده نیز هست، که برای دهه‌ها شوروی را به ساختن سدهای بزرگ‌تر و چشم‌گیرتر واداشته بود.

پروژه ولگای بزرگ یکی از عظیم‌ترین پدیده‌های تغییردهنده طبیعت در تاریخ بود: مخازن آب مصنوعی بر روی رودخانه ولگا روی‌هم‌رفته حجمی به اندازه دریاچه ایری در ایالت اوهایو را شکل می­‌دهند. قرار بود مردم روسیه از ولگا بهره‌­های ضروری خود را برگیرند: انرژی، حمل‌و‌نقل و آب. اما در این میان در بهره­‌گیری از ولگا زیاده‌روی شد. حالا ولگا آلوده، مملو از گل‌و‌لای و پر از گونه­‌های مهاجم شده است. سرعت جریان آب طبق تخمین پژوهشگران انستیتوی محیط‌زیست حوضه آبریز ولگا (مؤسسه در شهر بندری توگلیاتی قرار دارد) تنها یک دهم سرعتش قبل از ساخته شدن سدها است. شکوفه­‌های جلبکی سمی دیگر در ولگا چیز غیرعادی به شمار نمی‌­روند.

با بالا رفتن دما در سطح جهان، بارش در حوضه آبریز ولگا در فصل‌های بهار و تابستان سال به سال کمتر و کمتر می­‌شود، حال آنکه بارش برف در زمستان رو به فزونی گذاشته است. ایگور موخوف، دانشمند ارشد در انستیتوی فیزیک اتمسفری اوبوخوف که بخشی از آکادمی علوم روسیه محسوب می­‌شود، به این موضوع اشاره می‌کند که میزان بارش‌های بهاری و تابستانه احتمالاً به زودی افزایش پیدا خواهد کرد، و طراحی کارکرد سدها در چنین وضعیتی دشوار می­‌شود. یک گروه از هیدرولوژیست‌های روس که در آگوست ۲۰۲۱ مقاله‌­ای در مورد هیدرولوژی محیط‌زیستی و هیدروبیولوژی می­‌نوشتند بر این باور بودند که به سبب تغییر اقلیم «در آن بخش‌هایی که آب کافی در دسترس است آب بیشتر خواهد شد، حال آنکه جاهایی که آب مورد نیاز است دچار نقصان خواهند شد». یکی از مناطق در معرض خطر از نظر آنان حوضه ولگا بود. گفتن این که ولگا در آستانه مرگ است چندان اغراق‌آمیز به نظر نمی‌رسد.

من در یک روز بادگیر در ماه سپتامبر به دوبنا رفتم. دونده‌­ها با لباس­‌های رنگارنگشان در کنار مردمی که سگ­هایشان را همراه داشتند ساحل مخزن آب را شلوغ کرده بودند. خودم را میان یک عکس سیاه و سفید در زمینه‌­ای از ابرهای شیری رنگ و آب نقره‌­ای یافتم که رنگ سبز درختان کاج و برگ‌­های قهوه‌­ای شده پاییزی مغشوشش کرده بودند. آن طرف دریاچه دیواری نفوذناپذیر از درختان کاج بود که مه، فرایش گرفته بود. بدون هیچ توفیقی سعی کردم خودم را متقاعد کنم داستانی که در مورد ایجاد شدن این دریاچه رواج داشت درست است: داستان از این قرار بود که در اواخر نوامبر ۱۹۴۱ نیروهای آلمانی در حال نزدیک شدن به مسکو بودند و قرار بود از رودخانه یخ زده بگذرند. کارگران نیروگاه برقابی تصمیم گرفتند آب مخزن را تخلیه کنند و با بالا بردن ارتفاع آب به اندازه دو متر و شکستن یخ رودخانه آلمانی­‌ها را متوقف کنند و پیشروی­‌شان را به تأخیر بیندازند. ۸۰سال بعد و در همان روزها اما، من اثری از یخ نمی­‌دیدم. نیروگاه برقابی خود یک منطقه ورود ممنوع برای افراد عادی است و با سیم خاردار، علائم هشداردهنده و برج‌های نگهبانی احاطه شده است. به هنگام قدم زدن در اطراف سد، صدای جریان آب را گهگاه عبور خودروها و آوای مرغان دریایی به هم می‌زد. روز وحدت بود، یک مناسبت روسی نوین که قرار بود جایگزین یک جشن کمونیستی در یادبود انقلاب ۱۹۱۷ باشد. البته برخی از خودروها در حال طی مسیر به سوی یادبود لنین بودند که مورد علاقه ساکنان محلی است. می­‌توانستم لنین را در انتهای مسیر ببینم. اطراف مجسمه پر از درختان کاج تزئینی بود که البته در نزدیک آب­‌های سد چیز عجیبی به نظر نمی­‌رسید. یادمان استالین در همان اطراف در سال ۱۹۶۲ و آغاز عهد استالین‌­زدایی دولت شوروی تخریب شده بود. این دو مجسمه که هر یک ۴۰متر ارتفاع داشتند زمانی نگهبان نقطه ورود به کانال مسکو بودند، یک شاهکار مهندسی عهد شوروی که دو رودخانه مسکوا و ولگا را به هم پیوند می‌­داد.  در کنار این مجموعه یک مجسمه یادبود با ارتفاعی به زحمت بلندتر از قد من هم وجود داشت. به نظر یک بلوک ساده گرانیتی که به سویی کج شده بود، ظاهراً در اثر فشار آب. قطعه سنگ را در سال ۲۰۱۳ به یاد ۲۲هزار زندانی که جانشان را بر سر ساختن کانال نهادند این جا گذاشته بودند. دسته گل­‌ها و شاخه گل‌­های قرار داده شده در محل هنوز زنده و باطراوت بودند، چیزهایی که روس‌­ها در روز ۳۰ اکتبر و به یاد جانباختگان در عهد دولت کمونیستی قرار داده بودند، مثل خیلی جاهای دیگر در روسیه و به هنگام خواندن اسامی قربانیان با صدای بلند. یک پسر جوان با کاپشنی زردرنگ از مادرش که در حال قراردادن چیزهایی در خودروی پارک شده­‌شان در نزدیک مجموعه یادبود بود پرسید:

«مادر، چی روی سنگ نوشته شده؟»

به یاد سازندگان کانال؛ جوابی بود که مادر بدون نگاه کردن به پسرش داد.

ولی این جواب باعث شد پسر سوال دیگری از مادرش بپرسد: «چرا کارگران؟ مگر ولگا یک رودخانه واقعی نیست؟»

البته به یک معنی ولگا حالا دیگر یک رودخانه واقعی نیست-دیگر در یک مسیر طبیعی و به شکل طبیعی جریان ندارد. حالا دخالت بشری آن را بیشتر به شکل یک ماشین درآورده است. فقط دو ماه پس از اینکه نخستین دسته از زندانیان گولاگ در نوامبر ۱۹۳۳ به محوطه ساخت سد در دوبنا رسیدند، متخصصان امر در آکادمی علوم شوروی در مسکو دور هم گرد آمدند تا وضعیت ولگا و دریای خزر را به بحث بگذارند. یوگنی بوردین که یک مورخ ساکن شهر اولیانوفسک در ساحل ولگا (۹۰۰ کیلومتر پایین تر از دوبنا) است، یکی از گزارش­‌هایی که از این نشست تهیه شده بود را برای من خواند. گزارش پیش‌­بینی کرده بود که مخازن آب «سبب شکل گیری باتلاق  بر اثر سیل، وضعیت نامطلوب خاک برای باززایی خودش، راه یافتن آب به زیرزمین خانه‌­ها، تغییر اقلیم در مقیاس کوچک، شکوفه­‌های جلبکی سمی و مانداب، آلودگی، کاهش دبی آب رودخانه و احتمال شیوع بیماری مالاریا در سطح محلی»

«حتی اگر آگاهی عمیق عمومی و بحث و جدلی در این مورد در کار نبود، مطمئناً خیلی از هیدرولوژیست‌ها و مهندسان می­‌دانستند آثار مضر غیرقابل اجتناب زیادی در کارند. خیلی‌­ها در این مورد چیزهایی می‌دانستند، اما من مطمئنم حرف زدن در موردشان خیلی دشوار بود». پل.آر.جوزفسون، استاد تاریخ روسیه شوروی در کالج کولبی در این خصوص چنین می­‌گوید.

البته که دشوار بود: کسی که جرأت انتقاد از دولت به خود می­‌داد ممکن بود سال­‌های سال از عمرش را در اردوگاه کار اجباری بگذراند. در حقیقت حتی ممکن بود همراهی با دولت هم در این مورد در نهایت سودی نداشته باشد و فرد توسط دستگاه‌های امنیتی تصفیه شود. این چیزی بود که برای کنستانتین بوگویاولنسکی، مهندس نامدار طراح نخستین نیروگاه برقابی روی ولگا  اتفاق افتاد. او در سال ۱۹۱۰ پیشنهاد داد نیروگاه طراحی شده‌­اش در سامارا(کمی پایین دست تر از اولیانوفسک) ساخته شود، اما مقامات و روحانیون محلی با این ایده که موجب زیرآب رفتن مساحت­های بزرگی از زمین می‌شد مخالفت کردند و تا سال ۱۹۱۷ و وقوع انقلاب پروژه مسکوت ماند. بوگویاولنسکی که یک کمونیست متعصب شناخته می‌شد سال­‌های سال را به لابی‌کردن درمحافل دولتی برای عملی‌شدن ایده­‌اش گذراند و سرانجام هم موفق شد، اما بعد از این طولی نکشید که جاسوس و دشمن انقلاب معرفی شد و به یک اردوگاه گولاگ در سیبری فرستاده شد و تا زمان مرگش در آنجا ماند. بوردین حرف­‌هایش با من را اینطور ادامه داد: «چیزهای مهمی که می‌شد از ولگا گرفت انرژی برای صنعت و شرایط مناسب برای کشتی­رانی به و از مسکو بودند». اندیشه تکنوکرات و هدف محورِ آن عهد، جایی برای اعتراضات مؤدبانه دانشمندان یا هر چیز دیگری که با توسعه صنعتی هم‌راستا نبود باقی نمی­‌گذاشت.

درآوریل ۱۹۴۱ و دو ماه قبل از تهاجم آلمان نازی به شوروی در جنگ جهانی دوم، مهندسان آب‌گیری مخزن آبی ریبینسکو را که سومین مخزن در مسیر ولگا و در ۵۰ مایلی شمال شرق دوبنا بود آغاز کردند (مخزن دوم همزمان در حال پر شدن بود، اما با ظرفیتی در حد یک بیستم). مخزن ریبینسکو در آنزمان بزرگ‌ترین مخزن آبی مصنوعی در جهان بود. بیش از ۱۳۰ هزار نفر در طی ساخته شدن آن ناچار به نقل مکان شدند، از جمله ۶ هزار ساکن شهر قدیمی مولوگا که از قرن ۱۲میلادی اسمش در تاریخ منطقه ثبت شده بود. کلیساهای مولوگا که بلندترین ساختمان‌های شهر بودند باید با انفجار تخریب می­‌شدند. سد و مخزن را هم بازداشتی­‌های اردوگاه‌­های گولاگ ساختند که در طول دوران جنگ هم به کار واداشته شدند تا از رسیدن برق از نیروگاه تکمیل نشده به مسکو در آینده اطمینان حاصل شود.

ساخته شدن مخزن آبی ریبینسکو هزاران مایل مربع زمین قابل کشاورزی را به بهای دستیابی به میزان اندکی از نیروی برق از میان برد، تازه آن هم بعد از بارها و بارها اصلاح ساختار نیروگاه. در نهایت ظرفیت تولید برق نیروگاه به ۳۷۶ مگاوات رسید، کمتر از یک پنجم ظرفیت نیروگاه سد هوور در ایالات متحده. در دهه ۱۹۸۰ فایده وجود سد در شوروی پرسش‌برانگیز شده بود. گاسپلان-اداره مرکزی برنامه‌­ریزی کشور- در حال بررسی خالی‌کردن مخزن و خشک کردن آن بود. در نهایت متخصصان به این نتیجه رسیدند که « هر یک از تبعات منفی خالی شدن مخزن ریبینسکو بدتر از آنهایی خواهند بود که بر اثر آبگیری‌­اش پدید آمده‌اند»، چیزی که ویکتور دانیلف-دانیلیان، رئیس بخش تحقیقات در انستیتوی مسائل آب (WPI) آکادمی علوم روسیه به من شرحش داد. حداقل چند صد سال طول خواهد کشید تا منطقه‌­ای که مملو از رسوبات رودخانه‌­ای و آلاینده­‌های خانگی و صنعتی شده به وضعیت طبیعی خودش بازگردد و پاکسازی منطقه هم حامل این حقیقت است که این «خرابکاری وحشتناک را باید به جای دیگری منتقل کرد»، آن هم به بهایی که روسیه توان پرداختش را ندارد، و به همین خاطر مخزن آبی فعلاً سرجایش خواهد ماند.

دهه‌ها بعد، آخرین بازماندگان سکنه مولوگا و نوادگانشان هنوز به شهر نزدیک ریبینسک می­‌آیند تا در یک گردهمایی سالانه در میانه ماه آگوست شرکت کنند. برخی از آنان از خرابه‌های شهرشان که گاهی در ماه‌های خشک سال پدیدار می‌شد بازدید می‌­کنند، اتفاقی که بار دیگر در ۲۰۲۱ بر اثر پایین رفتن سطح آب ناشی از خشکسالی رخ داد و نگرانی­‌ها در مورد کمبود آب در مناطق پایین‌دست را تشدید کرد. در تصاویر هوایی، خیابان‌ها و ساختمان‌های مولوگا هندسه منظمی را نشان می­‌دادند که از میان آب سربرآورده بود.

آبگیری سدها عملاً ولگا را به زنجیره­ایی از مخازن آبی بدل کرده است. هر میزان آبی که از بالادست جریان پیدا کند تا به پایین دست برسد در یک فرایند پیچیده فنی که شامل هر رقابت هر دو جنبه عدم قطعیت داخلی و الگوهای نگران کننده جهانی است درگیر می­‌شود. ناتالیا فلوروا، یک هیدرولوژیست و جغرافی‌دان در دانشگاه دولتی لومونوسوف مسکو، شرح می­‌دهد که چگونه الگوی جابه‌جایی محدوده بارش در حوضه آبریز ولگا در سال ۲۰۲۱ آثارش را نشان داد: آب فراوان حاصل از بارش در بهار ولگا کمابیش طبیعی و قابل پیش­‌بینی بود و مخازن آبی پر شدند، اما بازه‌های زمانی خشک­‌تر سبب پدیدار شدن خرابه­‌های مولوگا شدند، رخدادی که در پایین رفتن سطح آب همه مخازن هم دیده شد. برای شهرهای واقع در مسیر ولگا، مسأله تنها در میزان آب نیست، بلکه در کیفیتش هم هست. ولگا مدت­هاست جایگاه خود را به‌عنوان یکی از سه رودخانه شدیداً آلوده در روسیه تثبیت کرده است و نزدیک به ۴۰ درصد شیرابه­‌های آلوده صنعتی کشور به آن می‌­ریزد. الکساندر دمین، یک پژوهشگر حوزه رودخانه‌­ها در انستیتوی مسائل آب آکادمی علوم روسیه، می­‌گوید تنها ۱۰ درصد از همه آب­‌های آلوده­‌ای که از منشأهایی مانند لوله‌های فاضلاب نشأت می­‌گیرند در روسیه مشمول قوانین مربوط به آلودگی محیط زیست می­‌شوند. منابع آلوده­‌کننده مختلف دیگری نیز در میان هستند که چندان تحت نظارت نیستند: آب جریان یافته از مزارع و رواناب‌­های ناشی از آب شدن برف و یخ، شیرابه آلوده کشتی‌­ها و حتی خاک شسته شده و رسوبات آلوده محتوی آن. از آنجا که همه شهرها و شهرک­‌های در مسیر ولگا -و البته مسکو، از طریق کانال-از رودخانه برای تأمین آب­شان استفاده می­‌کنند، رفع این آلودگی­‌ها بهای سنگینی در پی دارد. «هر چه وضع آب ولگا بدتر می­‌شود، قابل آشامیدن کردن آن گران­‌تر تمام می شود». دمین اینطور می­‌گوید. از آنکه آب آشامیدنی ۶۰ میلیون نفر و آب مصرفی نزدیک به نیمی از صنایع روسیه و بخش قابل توجهی از کشاورزی کشور از حوضه ولگا تأمین می‌­شود، هزینه­‌های تصفیه روز به روز بیشتر می­‌شود.

یک تحلیل جدید انجام شده از سوی کربن بریف، یک مؤسسه رسانه‌­ای فعال در حوزه اقلیم و مستقر در بریتانیا، شوروی و روسیه را بین سه کشوری قرار می­‌دهد که در تاریخ بیش از هر موجودیت سیاسی دیگری گازهای گلخانه‌­ای منتشر کرده‌­اند. یک گزارش تخمینی کشوری در روسیه که از سوی اقلیم‌شناسان روسی در سال ۲۰۱۴ تهیه شده بود اعلام کرد بر اثر تغییر اقلیم ناشی از فعالیت­‌های بشری، درجه حرارت متوسط سالانه در کشور سرعت رشدی بیش از دو برابر متوسط جهانی داشته‌­اند. گزارش همچنین اعلام کرد روند به احتمال زیاد ادامه خواهد یافت. آثار ناشی از تغییر اقلیم که بخشی از آن محصول فعالیت­‌های صنعتی در شوروی سابق است اکنون به روشنی در روسیه قابل مشاهده هستند: از ذوب شدن یخچال­‌های طبیعی تا بیابان­‌زایی در مناطق کشاورزی جنوب کشور. همان توسعه صنعتی بزرگ مقیاسی که ولگای بزرگ را دربر گرفت و از آب­‌های رودخانه یاری جست در مسأله تغییر اقلیم جهانی دخیل بود-چیزی که حالا موجب کمبود آب برای میلیون­‌ها ساکن حوضه آبریز ولگا شده است.

وقتی که من در سال ۲۰۱۰ به نقطه آخر مسیر، مخزن چبوکسارکویه در ۳۷۰ کیلومتری جنوب مسکو رسیدم، شکوفه‌های جلبکی بی­‌شماری روی آب دیدم که که رودخانه را شبیه معجون جادوگران کرده بودند.

شهر چبوکساری، پایتخت جمهوری خودمختار چوواشستان در همان نزدیکی قرار دارد. شهری پردرخت و بی سروصدا و دوست داشتنی، البته آن موقع که من دیدمش. من بخشی از تور خبرنگاری بودم که مؤسسه روس هیدرو، مالک مخازن آبی مسیر ولگا هزینه­‌هایش را متقبل شده بود. مؤسسه در حال لابی­‌گری در محافل دولتی برای کسب مجوز بالا بردن سطح آب در مخازن بود. سال‌ها بعد سطح آب هنوز پنج متر پایین‌تر از آن چیزی است که روس هیدرو می­‌خواهد، چون مخزن چبوکسارکویه جایی قرار دارد که پس از پنج دهه «باشکوه»، در نهایت پروژه ولگای بزرگ در آن به گل نشسته است.

با فرارسیدن دهه ۱۹۸۰ و اصلاحات «گلاسنوست» گورباچف، قرار بر این شد که شوروی اندکی رنگ آزادی مطبوعات و شفافیت به خود ببیند، و شهروندان اجازه پیدا کنند در مورد تصمیمات دولت بحث کنند و حتی از آنها انتقاد کنند پس چنین شد که خسارت جبران ناپذیر وارد شده به محیط‌زیست حوضه ولگا به تدریج به یکی از موضوعات جنجال‌برانگیز در مباحثات عمومی تبدیل شد. یک کتاب منتشر شده در سال ۱۹۸۹ افراد دخیل در ساخته‌شدن مخازن را  مسئول روندی دانست که منجر به «مرگ آب­‌های زندگی‌بخش ولگا شده است، بی آنکه ما بتوانیم در موردش کاری انجام دهیم». «چند بار در سطح دنیا با بوق و کرنا این خبر منتشر شد که «مادر ولگا» رام شده است، همان­‌هایی که هنوز خودشان را فرزندان ولگا می‌­نامیدند، با رام کردنش او را دچار بیماری طولانی، دردناک و هولناکی کردند».

 

«زمینِ چه کسانی نابود می­‌شود و آبِ چه کسانی آلوده می­‌شود تا کسانی دیگر پول دربیاورند؟»

روشن بود که دیگر ممکن نیست مانند آنچه در مولوگا رخ داد، به هزاران نفر هشدار داد ظرف دو ماه باید زمین‌­های آبا و اجدادیشان را ترک کنند(در حقیقت برای مولوگا این فرایند چهار سال طول کشید). دو منطقه نزدیک در بخش اروپایی روسیه که همسایه چوواشستان هستند بیش از هر جای دیگری تحت تأثیر رهاسازی مدنظر آب مخزن­‌ها قرار خواهند گرفت: استان نیژگورودسکایا از غرب و جمهوری ماری‌اِل از شمال. هر دو منطقه در معرض از دست رفتن زمین و گنجینه‌­های تاریخی مانند گورستان­‌ها و کلیساهای قدیمی بر اثر بالا آمدن سطح آب خواهند بود. دو منطقه معترض امر شدند و تعویق­‌هایی ایجاد کردند، به این امید که بودجه دولت فدرال برای این کار ته بکشد، چیزی که سرانجام رخ داد. در سال ۱۹۸۹ دولت شوروی تصمیم گرفت سطح آب در مخزن چبوکسارکویه را در سطحی نگه دارد که تنها کفاف ۶۰درصد ظرفیت برق تولیدی را می‌­داد. حالا مساحت مخزن ۳۸۰ مایل مربع کمتر از آن چیزی بود که برایش طراحی شده بود.

 

رودخانه‌­ای که دیگر مثل قدیم جریان ندارد

به دلیل افتضاح چبوکسارکویه، پروژه اتصال ولگا-کاما روی کاغذ هنوز ناتمام مانده است. به یک معنی، شوروی یکی از مهم‌ترین مسابقه‌­هایش در جنگ سرد را باخته بود: در دهه ۱۹۳۰ و به‌عنوان بخشی از برنامه نیودیل، دولت ایالات‌متحده ساخت زنجیره‌­ای از نیروگاه‌­های برقابی در حوضه آبریز رودخانه کلمبیا در ایالت واشنگتن را آغاز کرد. برای بازه‌­ای در اواخر دهه ۱۹۵۰، نیروگاه کوییبیشوسکایا بر روی رودخانه ولگا بیشترین ظرفیت تولید برق در رده نیروگاه‌­های برقابی در جهان را داشت، اما نیروگاه سد گراند کولی در ایالت واشنگتن به زودی این جایگاه را از آن خود کرد. هر دو پروژه بزرگترین در رده خود توصیف می­‌شدند، و چنان که پل جانسون، متخصص این حوزه اظهار می­‌دارد: «آنها حقیقتاً این دو رودخانه را به ماشین تبدیل کردند».

پس از فروپاشی اتحاد شوروی، دولت تازه تشکیل یافته روسیه خود را درگیر تعمیر ماشین به ارث رسیده یافت. برنامه دولت فدرال برای احیای ولگا به قصد حفظ و دادن زندگی دوباره به رودخانه از سال ۱۹۹۶ آغاز شد و تنها دو سال بعد با برخورد کشور به بحران­‌های بغرنج اقتصادی و سیاسی به شکلی رقت‌­بار پایان یافت. جدیدترین دور تلاش‌­ها، پروژه ولگای سالم، در سال ۲۰۱۸ آغاز شده است؛ دولت قرار است طی ۶ سال ۲۰۵ میلیارد روبل (معادل ۲.۵ میلیارد دلار) برای لایروبی و پاکسازی ولگا از آب‌­های آلوده اختصاص دهد. اما پروژه ولگای سالم همین حالا هم به خاطر کم اثر بودن در حل مشکل مورد انتقاد است: در پایان سال ۲۰۲۰ کمیته بررسی امور مالی پارلمان روسیه در گزارشی با عنوان «ولگای سالم ناسالم» مدیران پروژه را به سبب تمرکز بیش از حد روی منابع آلودگی نقطه و ساختار مدیریتی سردرگم‌کننده‌­ای به باد انتقاد گرفت. طبق این گزارش کیفیت آب ولگا طی سه دهه گذشته بهبود خاصی به خود ندیده است. جوزفسون، یک مورخ فعال در این حوزه، می­‌گوید گام ضروری اول برای نجات ولگا اِعمال تمهیدات اندیشیده شده و خلاص شدن از شر میراث شوم ریختن پس ماندهای آلوده بدون تصفیه به رودخانه به سبب ارزان تمام شدن است که از عهد شوروی به جا مانده است. همان‌طور که جوزفسون اشاره می­‌کند، یک گفتگوی باز و رُک در مورد ریسک­‌های ناشی از پروژه­ه‌ایی مانند «ولگای بزرگ» به وضوح گستره‌­ای فراتر از حوضه آبریز رودخانه خواهد داشت. خیلی از پروژه‌های «زامبی»­وار عهد شوروی در روسیه نوین به زندگی بازگشته‌­اند. در نزدیکی کامچاتکا و در شرق دور روسیه، یک مجموعه ۱۰۰ گیگاواتی تولید برق از جزر و مد اقیانوس که زمانی بیش از حد پرهزینه انگاشته می‌شد اکنون به‌عنوان پایه­‌ای برای برپایی احتمالی یک کارخانه هیدروژن در حال مورد بررسی قرار گرفتن است. دو نیروگاه برقابی دیگر نیز که طرح‌هایشان در عهد شوروی آماده شده بود اکنون برای احداث شدن روی رودخانه آنگارا مدنظرند، تنها رودخانه‌­ای که در شرق سیبری از دریاچه بایکال سرچشمه می­‌گیرد. فعالان محیط‌زیست از این هراس دارند که با برپایی شش ایستگاه نیروگاهی روی رودخانه، آنگارا هم به زودی به زنجیره‌­ای از مخازن آبی «مرده» تبدیل شود. برای رودخانه آمور در مرز چین و روسیه نیز که به تازگی حوضه‌­اش دچار سیلاب شده است (سیلابی که ۷.۵ میلیارد دلار خسارت وارد کرد) طرح­‌های احیای سدهای احداث شده در زمین‌­های کم ارتفاع و نیروگاه‌­های برقابی مدنظرند، سدها و نیروگاه‌هایی که در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۸۰ ساخته شده‌اند. در سال ۲۰۱۷ و با ۸۰ ساله شدن کانال مسکو، رئیس هیئت‌مدیره کمپانی دولتی اداره‌کننده کانال به رسانه‌­ها چنین گفت: «تصور کردنش سخت است، اما اکنون ۸۰ درصد آب رودخانه مسکوا از ولگا می آید». منظور او این بود که در دهه ۱۹۳۰ و پیش از احداث کانال، وضعیت چنان وخیم بود که مسکوا به نهری کوچک تنزل یافته بود، نزدیک کرملین راحت می‌شد در بستر آن قدم زد و از آن گذشت. همچنان که شهرهای پایین دست ولگا روز به روز بیشتر با ریسک‌­های ناشی از کمیابی آب مواجه می­‌شوند، مقامات مسکو می‌­گویند پایتخت کشور تا آینده قابل پیش‌بینی چنین تهدیدی متوجه شهر نیست.

گفته م‌ شود ولگا به بهای حیات مسکو به استثمار کشیده شده است. همان­‌طور که جوزفسون می­‌گوید : «زمین چه کسانی نابود می­‌شود و آب چه کسانی آلوده می­‌شود تا کسانی دیگر پول دربیاورند؟ ولگا در خدمت کرملین است و دیگر به مردمی که در اطرافش زندگی می­‌کنند تعلق ندارد.».

 


[۱] Dubna

[۲] Dubnium

 

اشتراك گذاری نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *