<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بایگانی‌های طلا - پژوهشگاه مالکیت و بازار</title>
	<atom:link href="https://iifom.com/tag/%D8%B7%D9%84%D8%A7/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://iifom.com/tag/طلا/</link>
	<description>پژوهشگاه مالکیت و بازار</description>
	<lastBuildDate>Sat, 09 Jan 2021 11:19:41 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9</generator>

<image>
	<url>https://iifom.com/wp-content/uploads/2019/09/cropped-iifom-logo-1-32x32.png</url>
	<title>بایگانی‌های طلا - پژوهشگاه مالکیت و بازار</title>
	<link>https://iifom.com/tag/طلا/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>حقیقت پنهان در تاریخ پول و کیمیاگریِ واژگون بخش۲</title>
		<link>https://iifom.com/eco23/</link>
					<comments>https://iifom.com/eco23/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Control]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Jan 2021 10:23:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[جان لا]]></category>
		<category><![CDATA[جان مینارد کینز]]></category>
		<category><![CDATA[طلا]]></category>
		<category><![CDATA[مکتب اتریشی اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[پول]]></category>
		<category><![CDATA[پول خصوصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iifom.com/?p=5030</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوشته <a href="https://iifom.com/eco23/">حقیقت پنهان در تاریخ پول و کیمیاگریِ واژگون بخش۲</a> اولین بار در <a href="https://iifom.com">پژوهشگاه مالکیت و بازار</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div class="wpb-content-wrapper"><div class="vc_row wpb_row row top-row wpb_custom_034b39d9bc6c6b310d69e39f0ccf274f"><div class="vc_column_container col-md-6"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_text_column wpb_content_element wpb_custom_7c91d232724f73626cc933bd95b25ff0" >
		<div class="wpb_wrapper">
			<h3>نویسنده: تریسی آر. توایمن</h3>
<h3>مترجم: ریحانه باقری</h3>
<h3 dir="auto">برگرفته از کتاب «پول میوه درخت دانش است»</h3>
<h3>بخش دوم(<a href="https://iifom.com/eco21/">بخش نخست</a>)</h3>
<p>این همان کیمیاگری واژگون است که زیربنای اقتصاد مدرن قرار گرفته است. اما امروز تقریباً تمام کشورهای دنیا یک سیستم بانک مرکزی دارند که بر اساس ذخیره کسری عمل می کند. در ایالات متحده به این بانک مرکزی خزانه داری فدرال گفته می شود که در عمل از وزارت خزانه داری مجزا است و نوعی کمپانی نیمه دولتی است که سهام آن در اختیار بانک های خصوصی قرار دارد. هر یک از این بانک های عضو خود بر اساس سیستم وام دهی ذخیره کسری عمل می‌کنند</p>

		</div>
	</div>
</div></div><div class="vc_column_container col-md-6"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_single_image wpb_content_element vc_align_left wpb_content_element  wpb_custom_81a4f7ef9830bf958462581aa01150fb"><div class="wpb_wrapper">
			
			<div class="vc_single_image-wrapper   vc_box_border_grey"><img fetchpriority="high" decoding="async" width="300" height="300" src="https://iifom.com/wp-content/uploads/2021/01/2-300x300.jpg" class="vc_single_image-img attachment-medium" alt="" title="2" /></div>
		</div>
	</div>
</div></div></div><div class="vc_row wpb_row row top-row wpb_custom_034b39d9bc6c6b310d69e39f0ccf274f"><div class="vc_column_container col-md-12"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_text_column wpb_content_element wpb_custom_7c91d232724f73626cc933bd95b25ff0" >
		<div class="wpb_wrapper">
			<p>نحوه کارکرد این تمهید در دوران ما چنین است: بانک می‌تواند پول سپرده‌گذاران را بگیرد و با بهره به افراد و موسسات دیگر وام دهد. بانک می‌تواند اکثر سپرده را (معمولاً ۹۰ درصد آن را) وام دهد و تنها کسری (۱۰ درصد) از آن را در خزانه خود نگاه دارد. به این کسر «ذخیره» گفته می‌شود و تنها پول واقعی‌ای است که بانک در دست دارد و پشتوانه تمام وام‌هایی است که بانک پرداخت می‌کند. این کسر تنها پولی است که واقعاً آماده پرداخت به سپرده‌گذارانی است که می‌خواهند موجودی حساب خود را دریافت کنند.</p>
<p>وقتی وامی بازپرداخت می‌شود بانک از بهره این وام سود می‌برد. در نتیجه بانک باعث شده پول سپرده‌گذارانش چند برابر شود و مابه‌التفاوت را نزد خود نگاه داشته است، یا به عبارتی، از هیچ پول تولید کرده است. اگر پول را به بانک یا موسسه مالی دیگری وام داده باشد، آن موسسه یا بانک نیز می‌تواند پول را وام دهد تا به این ترتیب باز هم پول بیشتری از هیچ تولید شود. این پول می‌تواند به عنوان وام به شخص یا تجارتی داده شود که از راه تولید کالا یا خدمات کسب پول می‌کند. در چنین حالتی پول منجر به سود اقتصادی شده است.</p>
<p>در نتیجه مجموع کل پول عرضه شده به شکلی تصاعدی افزایش می‌یابد، و اقتصاد خود مانند ابزاری برای چند برابر کردن پول عمل می‌کند، یک ماشین پول‌سازی. پول همیشه می‌تواند برای تولید پول بیشتر به کار رود، و این موضوع با یک اصل کیمیاگری هم راستا است: «برای تولید طلا باید از طلا استفاده کرد.» درست مانند مسیح که در معجزه‌اش به مقدار کم نان و ماهی برکت داد تا افراد زیادی سیر شوند، کیمیاگران معتقد بودند می‌توانند با استفاده از مقدار کمی از طلا و روش‌های جادویی شیمیایی مقدار طلا را به شکلی تصاعدی افزایش دهند.</p>
<p>ساعات کاری هفتگی، حداقل دستمزد، مالیات و خدمات تامین اجتماعی چگونه و به چه دلیل تعریف و اجرایی شد:</p>
<p>سیستم پولی ایالات متحده هم بر اساس اصولی مشابه قرار دارد. خزانه‌داری فدرال سرچشمه پول است و به همین دلیل پولی که به سیستم تزریق می‌کند را گاهی «پول با قدرت بالا» می‌نامند، چرا که بر تمامیت اقتصاد تاثیر می‌گذارد. این همان دانه کوچکی است که بقیه پول از آن می‌روید. نرخ بهره ای که خزانه داری انتخاب و اعمال می‌کند تعیین کننده مقدار پولی است که بانک‌های دیگر می‌توانند قرض کنند و همینطور تعیین‌کننده نرخ بهره وام‌های ارائه شده توسط آن بانک‌ها است.</p>
<p>این روش اصلی خزانه‌داری فدرال برای کنترل عرضه پول و در نتیجه کنترل اقتصاد آمریکا است. اگر پول بیش از حد قرض داده شود و در نتیجه پول بیشتری تولید شود، تورم ایجاد خواهد شد؛ و اگر پول کمتر از حد قرض داده شود، نتیجه رکود خواهد بود. اولین باری که خزانه‌داری فدرال به بانک‌های دیگر پولی قرض می‌دهد این پول ایجاد شده و هر بار این بانک‌ها وام می‌دهند پول بیشتری ایجاد می‌شود.</p>
<p>اما جادوی واقعی در این نکته نهفته است: پولی که قرض داده می‌شود حتی کاغذهایی نیست که قابل معاوضه با طلا باشد. سیستم بانکداری یک ترفند هرمی است که تنها با کاغذ سر و کار دارد. ذخیره کسری تنها «اسکناس‌های ذخیره کسری» هستند، تکه‌هایی از کاغذ که وزارت خزانه‌داری به نیابت از بانک مرکزی چاپ کرده است. این همان چیزی است که پول نقد می‌نامیم یا به اصطلاح پول فیات. فیات واژه‌ای لاتین است به معنای «اعلام شده». اسکناس دلار تنها به این دلیل پول محسوب می‌شود که دولت آن را پول اعلام کرده است و ما این ادعا را پذیرفته‌ایم. بر خلاف طلا یا نقره هیچ ارزش ذاتی‌ای در این اسکناس نیست. بنابراین اسکناس دلاری که استفاده می‌کنیم بر پایه اعتماد ما معتبر است، اعتماد عموم مردم به اقتصاد آمریکا و خود آمریکا. اقتصاد سایر کشورها نیز وابسته به این اعتماد است.</p>
<p>اگر هیچ کس به قدرت دلار ایمان نداشت، دلار به عنوان ارز قابل‌قبول در سراسر دنیا واجد ارزش نمی‌بود. چنان که جک ودرفورد در کتاب &#8220;تاریخ پول&#8221; چنین چیزی را می‌نویسد.</p>
<p>جان مینارد کینز، اقتصاددان بریتانیایی، مشاور غیر رسمی وینستون چرچیل و فرانکلین روزولت در دو سوی اقیانوس اطلس بود. او که آموزش کیمیاگری هم می‌دید دست نوشته‌های سرّی اسحاق نیوتن درباره کیمیاگری را در حراجی ساتبی خرید. جالب است بدانید که نیوتن مدتی عنوان ریاست خزانه‌داری بریتانیا را داشت.</p>
<p>کینز علاقمند بود روشی برای تبدیل کیمیاگری مربوط به پول کاغذی به چیزی بیش از یک شعبده یا خیال پیدا کند. او روشی ایجاد کرد که معتقد بود دولت را موفق خواهد کرد به کمک پول فیات و وام‌دهی ذخیره کسری، هر مقدار پول که می‌خواهد تولید کند. این پول تا زمانی که در عمل برای خرید کالا یا خدمات پرداخت نمی‌شد، وجود بالقوه داشت، و تنها هنگامی واقعی می‌شد که خرج شود. به عقیده او مادامیکه کالا و خدمات به مقداری برابر با پول ایجاد شده تولید می‌شد، تورم مشکلی ایجاد نمی‌کرد.</p>
<p>کینز عقیده داشت این روش می‌تواند در تزریق پول جدید به اقتصاد یک ملت به کار رود. به علاوه، اینکه پول صرف چه چیزی می‌شد اهمیتی نداشت. این پول می‌توانست صرف جنگ یا پروژه های مردمی و غیره شود. دولت تنها لازم بود برای جذب دلار فیات تازه تولید شده برنامه هایی ایجاد کند که پول را در قالب پرداخت برای کار یا کالا دریافت کنند. سپس کارگران و پیمانکاران پول دریافتی را استفاده کنند تا این کیمیاگری بی‌عیب و نقص شود.</p>
<p>روزولت به همین منظور مجموعه چشمگیری از بوروکراسی‌های جدید ایجاد کرد تا تمام جنبه های زندگی آمریکاییان قاعده‌مند شود. مهمترین بخش این مجموعه عبارت بود از قوانین کار. هفته کاری برای اشتغال تمام وقت متشکل از ۴۰ ساعت کاری تعیین شد. حداقل دستمزد مشخص شد. سپس فرمول ۴۰ ساعت کار هفتگی و حداقل دستمزد فاکتورهایی شد برای تعیین تقریباً تمام سیاست‌های اقتصادی دیگر، منجمله نرخ تورم قابل قبول، مالیات و کاهش هزینه‌ها در قالب مزایای دولتی همچون خدمات تامین اجتماعی. خدمات تامین اجتماعی خود در همین دوره برای اولین بار ایجاد شد.</p>
<p>بر اساس این سیستم اگر کسی بیش از دستمزد حداقل درآمد می‌داشت، یا بیش از چهل ساعت در هفته کار می‌کرد، درآمدش بیش از سقف واجد شرایط شدن برای دریافت خدمات تامین اجتماعی محسوب می شد. اقتصاد از جهات گوناگون در کمند هفته کاری ۴۰ ساعته و حداقل دستمزد قرار گرفته بود. جامعه مهندسی شد تا دستمزد و کار قرعه همه باشد. ابزار کار مهندسین این نظام کاهش دستمزد کسانی است که بیش از حد مورد نظر دریافتی دارند و گرفتن ثروتی که اندوخته‌اند. این مهندسین همچنین تلاش می‌کنند کسانی را که تمایل به انجام کار ۴۰ ساعت در هفته ندارند یا امکان پرداخت دستمزد حداقلی به آنها وجود ندارد از چرخه حذف کنند. نتیجه این شده که پشتوانه پول از طلا تبدیل به وقت شده است. عبارت «وقت طلا است» به معنی حقیقی در این مورد مصداق پیدا کرده است. اما آیا این کیمیاگری واقعی است؟</p>
<p>تجلیل و ستایش سوسیالیسم و کمونیسم از کار و کارگر در خدمت کیمیاگری اقتصاد مدرن:</p>
<p>گاهی به مراحل عمل کیمیاگری به روایت فلامل در کتاب او داشته باشیم: یکی از تصاویر محوری شمایل ساترن یا کیوان است همراه با مرکوری (تیر). در این تصویر ساترن یا پدر زمان با سمبل ساعت شنی دیده می‌شود. ساترن خدای زمان است، خدای حاکم بر گذشت زمان خطی، خدای علت و معلول، و از همین رو با مرگ ارتباط مستقیم دارد. در تمثیل‌های کیمیاگری هر سیاره معرف یک فلز است و ساترن یا کیوان معادل سرب شناخته می‌شود.</p>
<p>سیاره تیر (مرکوری) با فلز جیوه یا اصطلاحاً سیماب مرتبط است. جیوه از این جهت سیماب نامیده می‌شود که نقره‌ای رنگ است و در دمای محیط به حالت مایع دیده می‌شود. این ویژگی ها همچنین به خدای رومی با همین نام نسبت داده می‌شد، مرکوری که غالباً با کلاه و صندل‌های بالدار تصویر می‌شود. به جز چند استثنا، رومی ها معمولاً مرکوری را مردی جوان و جستجوگر نشان می‌دادند که به چابکی می‌دود و با کمک پوشش خاصش به هوا می‌جهد و به همین دلیل پیام‌هایی بین زمین و آسمان را رد و بدل می‌کند. مرکوری عصای مارنشان خود را رو به ساترن تکان می‌دهد، چنانکه گویی میخواهد کنترل او بر مرگ و زندگی را باطل کند. ساترن داس به دست در پی قطع پاهای مرکوری است. فلامل را به عنوان مرحله ای از روند تغییر ماهیت ماده توصیف کرده است. وقتی «جیوه (مرکوری) به سرب (ساترن) اضافه می‌شود، جدا شدن عصاره طلا از سرب اتفاق می‌افتد، اما به قیمت ثابت شدن جیوه و از دست رفتن حالت مایع آن. اجازه دهید ببینیم این تمثیل کیمیاگری در اقتصاد امروز ما چگونه تفسیر می‌شود:</p>
<p>در سیستم مالی ما به نظر می‌رسد پول از باد هوا تولید شده. اما در واقعیت از چیزی ساخته شده که قابل لمس نیست: وقت؛ مخصوصاً کار انسان که با کمک زمان محاسبه می‌شود. آنچه اتفاق افتاده این است که جوانی که سمبلش مرکوری است، برای پدر زمان (ساترن) قربانی می‌شود تا طلا (خورشید) تولید شود، یا چیزی مشابه طلا. مرد جوان و پر جست و خیز زمین گیر شده، قدرت پرواز از او گرفته شده، و مانند یک برده یا اسیر به زمین دوخته شده است.</p>
<p>به خاطر این رابطه مصنوعی و اجباری بین پول و وقت، و به خاطر جادوی سیستم وام‌‌دهی ذخیره کسری، اکنون پول می‌تواند بسته به وقت بیشتر یا کمتر شود. منظور از این عبارت این است که کل مقدار پول در گردش بسته به سرعت جابجایی آن در سیستم تغییر می‌کند. هر چه سریعتر از یک دست به دست دیگر جابجا شود، یعنی هرچه سرعت جابجایی آن بیشتر باشد، حجم آن بیشتر می‌شود. هرچه پول بیشتری توسط بانک تولید شود، خدمات و کالاهای بیشتری باید تولید شود تا پول وارد شده به بازار جذب شود و در نتیجه این پول «واقعی» شود. این کالاها و خدمات باید با سرعت بیشتری با پول مبادله شود. اگر چنین نشود و مقدار پول در گردش بیشتر از حدی باشد که امکان جذب آن در ازای کالا یا خدمات وجود دارد، تورم حاصل می‌شود.</p>
<p>نتیجه کلی یک رابطه مصنوعی و غیر سالم بین وقت و پول بوده که زندگی ما را به اشکال گوناگون که گاه حتی متوجهشان نمی‌شویم درگیر کرده است. رکود اقتصادی تنها حاصل کمبود پول در گردش نیست، بلکه حاصل کاهش سرعت جابجایی پول است. روشی که دولت ایالات متحده در چند دهه گذشته پیش گرفته، ایجاد تورم با افزایش عرضه پول و همزمان کاهش تولید و اشتغال داخلی، منجر به تحریف درک عامه مردم از وقت و زمان می‌شود: با کاهش ارزش پول، باید برای امرار معاش پول بیشتری کسب کرد. اما با توجه به اینکه حداقل دستمزد مقدار درآمد شما در طول زمان مشخص را ثابت نگاه می‌دارد، مجبور می‌شوید وقت بیشتری را صرف کار کردن و کسب پول کنید. در عین حال تعداد ساعات روز نیز محدود است. به همین دلیل همچنان که اوضاع اقتصاد بدتر می‌شود، به نظر چنین می‌رسد که زمان زودتر می‌گذرد، و جوانی شما سریعتر از دست می‌رود. آنچه واقعاً این ارتباط پول-وقت را تنظیم می‌کند، چیزی است که اغلب کورکورانه مورد ستایش قرار می‌گیرد. سوسیالیسم و کمونیسم شما را به یاد چه می‌اندازد؟ تجلیل و تکریم کارگران که اغلب با تصویر بازویی که چکش یا داس ( ِ ساترن یا کرونوس) به دست دارد نشان داده می‌شود. گاهی نیز کار با سمبل چرخ دنده یا مهره نمایش داده می‌شود، یا با چرخ. چنان که قبلاً گفتیم، حداقل دستمزد در زمان روزولت و به دست اداره بهبود ملی تعریف شد. نشان این اداره پرنده رعدی بود که چرخ دنده‌ای به پنجه داشت. این چرخ دنده گاهی روی برگه‌های سهام قدیمی آمریکا با دو بال چسبیده به آن یا همراه با مرکوری نمایش داده میشد. چرخ دنده سمبل ماشینی است که به کمک وقت و کار حرارت لازم برای تبدیل ماده اولیه به طلا را ایجاد میکند.</p>
<p>بر سردر اردوگاه های کار اجباری نوشته بود «کار آزادت خواهد کرد.»</p>
<p>________________________________</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><em>جان لا (</em><em>۲۱</em><em> آوریل </em><em>۱۶۷۱ – ۲۱</em><em> مارس </em><em>۱۷۲۹) </em><em>یک</em><em> </em><em>اقتصاددان</em><em> </em><em>و</em><em> </em><em>آماردان</em><em> </em><em>اهل</em><em> </em><em>اسکاتلند</em><em> </em><em>بود. او در اقتصاد، معتقد بود که پول، تنها ابزار و به معنای</em><em> </em><em>معامله</em><em> </em><em>است و نمی‌تواند به خودی خود</em><em> </em><em>ثروت</em><em> </em><em>باشد و ثروت ملی، به تجارت بستگی دارد. او با انتصاب</em><em> توسط</em><em> دوک اورلئان، ولیعهد</em><em> </em><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D9%88%D8%A6%DB%8C_%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85"><em>لویی پانزدهم</em></a><em>، کنترل امور مالی عمومی فرانسه را به عهده داشت</em><em>.</em> <em>او مسئول</em><em> </em><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C"><em>حباب اقتصادی</em></a><em> </em><em>در</em><em> </em><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D9%85%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%BE%DB%8C"><em>کمپانی می</em> <em>سی</em> <em>سی</em> <em>پی</em></a><em> </em><em>و</em><em> </em><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%D8%B4%DB%8C_%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C"><em>فروپاشی اقتصادی</em></a><em> </em><em>پر هرج و مرج در فرانسه است که با</em><em> </em><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DA%AF%D9%84_%D9%84%D8%A7%D9%84%D9%87"><em>حباب اقتصادی گل لاله</em></a><em> </em><em>در هلند اوایل قرن هفدهم میلادی، مقایسه می‌شود</em><em>. </em><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D9%85%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%BE%DB%8C"><em>حباب می</em> <em>سی</em> <em>سی</em> <em>پی</em></a><em> </em><em>با حباب اقتصادی کمپانی دریای جنوب در انگلستان همزمان بود</em><em>.</em><em> لا به عنوان یک قمارباز با محاسبه ذهنی شانس برنده بازی های موقتی می شود. وی ایده هایی مانند نظریه کمبود ارزش و دکترین لوایح واقعی را به وجود آورد</em><em> ,</em><em>وی معتقد بود که ایجاد پول باعث تحریک اقتصادی می شود ، پول کاغذی به فلز ارجح است و سهام پرداخت سود شکل برتر پول است. اصطلاح &#8220;میلیونر&#8221; برای ذی</em> <em>نفعانِ طرح لا ابداع شد.</em></p>
<p><em>  لا برای ایجاد و افزایش ابزارهای اعتباری و انتشار اسکناس، تأسیس یک بانک ملی را ترغیب کرد. اولین اقدام لا زمانی بود که وی به اسکاتلند بازگشت و در بحث‌های منتهی به معاهده اتحادیه شرکت نمود. وی متنی را با عنوان پول و تجارت منتشر کرد و پیشنهادی برای تأمین پول ملی ارائه داد. او قصد داشت یک بانک برای امور مالی ملی و یک شرکت دولتی برای تجارت ایجاد کند و در نهایت همه درآمد بخش خصوصی را حذف کند. این امر باعث ایجاد انحصار عظیم مالی و تجاری توسط دولت می شد و سود آن بدهی ملی را پرداخت می کند. شورا خواستار بررسی طرح لا شد، سرمایه دارانی مانند ساموئل برنارد، پیشنهاد او در مورد ایجاد یک بانک ملی در اسکاتلند را رد کردند و لا برای پیگیری جاه طلبی های خود در خارج از کشور عزیمت کرد.</em></p>
<p><em>  لا خانه خود را در فرانسه پاتوقی برای اعیان و اشراف عیاش پاریسی و میزبانی از آنها برای جلب توجه افراد برجسته‌ای چون دوک اورلئان قرارد داد که بتواند در مهمانی‌های قمار که فقط افراد متمول پاریس در آن مهمان بودند، شرکت کرده و راه خود را از طریق مراکز مالی اروپا، از آمستردام گرفته تا ونیز، هموار کند. این سفرها به شدت بر نظریه‌های لا در مورد سیاست‌های پولی و اهمیت پول کاغذی به عنوان اعتبار تأثیر گذاشت. ایده لا از یک بانک متمرکز که با شکل جدیدی از پول کاغذی کار کند سالها قبل از زمان خود بود، لا با عقاید مرکانتلیستی توسط شرکت‌های انحصارطلب و تحت حمایت منشورهای دولتی، مشغول پیشبرد ایده ی مترقی خود بود. </em><em>جنگ</em><em> باعث شد لویی چهاردهم کشور را کاملاً از دست داد،</em> <em>هم</em><em> از لحاظ اقتصادی و هم از نظر مالی.</em> <em>کمبود</em><em> ناشی از فلزات گرانبها منجر به کمبود سکه در گردش شد که به نوبه خود تولید سکه‌های جدید را محدود کرد. </em><em> </em><em>با</em><em> مرگ لویی چهاردهم هفده ماه پس از ورود لا،</em> <em>دوک</em><em> اورلئان سرانجام ایده او را به اجرا گذاشت.</em> <em>پس</em><em> از جنگ ویرانگر با اسپانیا،</em> <em>اقتصاد</em><em> فرانسه راکد بود و بدهی ملی او فلج‌کننده بود،</em> <em>لا</em><em> پیشنهادی برای تحریک صنعت با جایگزینی طلا با اعتبار کاغذی و سپس افزایش عرضه اعتبار</em> <em>و</em><em> کاهش بدهی ملی از طریق جایگزینی آن با سهام در سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی پیشنهاد کرد. لا یک نسخه اصلاح‌شده از طرح بانک مرکزی اش را به منصه ظهور رساند.</em></p>
<p><em>در</em><em> ماه مه </em><em>۱۷۱۶</em> <em>لا</em><em> بانک جنرال که بعدا ملی نام گرفت را تاسیس کرد که استفاده از پول کاغذی را توسعه داد.</em> <em>این</em><em> یکی از شش بانک بود که پول کاغذی را صادر کرد، به سوئد، انگلستان، هلند، ونیز و جنووا. از این جایگاه جدید بانکی، لا توانست شرکت‌های انحصاری را دنبال کند که با داشتن پشتوانه مالی برای تلاش با </em><em>۱۰۰</em> <em>میلیون</em><em> لیور به شکل سهام شرکت پیش‌بینی کرده بود</em><em>.</em> <em>تاسیس</em><em> شرکت می‌سی‌سی‌پی که بعدها به شرکت غرب و در نهایت بخشی از شرکت هند تغییر نام داد، منبع تامین مالی بانک شد</em><em>.</em></p>
<p><em>در</em><em> این زمینه، ولیعهد، فیلیپ دوک</em> <em>اورلئان،</em><em> لا را به عنوان ناظر کل امور مالی</em><em>۰</em> <em>منصوب</em><em> کرد و به طور موثر کنترل تجارت داخلی و خارجی را به او داد.</em> <em>صعود</em><em> سریع این انحصار جهانی جدید منجر به گمانه‌زنی‌های شدیدی شد و قیمت سهام به بیش از شصت برابر ارزش اصلی آن‌ها رسیده بود</em><em>.</em> <em>به عنوان</em><em> ناظر کل</em> <em>او</em><em> تلاش کرد تا زمین‌های بزرگ را از بین ببرد تا به نفع خرده دهقانان شود؛ ساخت جاده‌های جدید، آغاز صنایع جدید، واردات و احیای تجارت خارجی در عرض دو سال افزایش یافت.</em></p>
<p><em>لا</em><em> تبدیل به معمار پروژه ای شد که بعدها به عنوان حباب می‌سی‌سی‌پی شناخته ‌شد، رویدادی که با ادغام شرکت‌های تجاری لوییزیانا آغاز شد و با سقوط بانک مرکزی و کاهش ارزش سهام شرکت می‌سی‌سی‌پی خاتمه یافت</em><em>.</em><em> وقتی مردم برای تبدیل اسکناس به سکه هجوم آوردند، لا مجبور شد تا به مدت ده روز بانک عمومی را ببندد،</em> <em>سپس</em><em> اندازه تراکنش را زمانی که بانک دوباره باز شد، محدود کند.</em> <em>اما</em><em> صف‌ها طولانی شد،</em> <em>قیمت</em><em> سهام شرکت می‌سی‌سی‌پی به سقوط ادامه داد و قیمت مواد غذایی نیز رو به افزایش رفت.</em> <em>نسبت</em><em> ذخیره کسری یک پنجم بود و فرمانی شاهانه برای جلوگیری از فروش طلا تعیی</em><em>ن </em><em> </em><em>شد.</em> <em>فرمان</em><em> سلطنتی بعدی حکم کرد که سکه طلا غیرقانونی بوده  ولی منجر به هرج و مرج شد و</em> <em>سهام</em><em> این شرکت در نهایت بی‌ارزش شد وگمانه‌زنی‌های اولیه در مورد ارزش آن‌ منجر به اعمال فشارهای مالی گسترده شد</em> <em>که موجب گشت</em><em> لا از سمت و پست خود به عنوان مدیر عامل و مسوول ارشد بانک بدون حقوق بازنشستگی کنار</em> <em>گذارده شود.</em> <em>احتکار</em><em> موجب وحشت مردم شد، عجله برای تبدیل پول کاغذی به سکه‌ها به شورش‌ها منجر شد</em> <em>و میدان</em><em> قصر لویی</em> <em>بزرگ</em><em> را اشغال کرده و آشکارا به سرمایه گذاران عمده حمله کردند. در زیر این اوضاع جان لا پاریس را هفت ماه بعد ترک کرد و تمام اموال منقول خود را در فرانسه به خاطر بازپرداخت وام ها از دست داد.</em></p>

		</div>
	</div>
</div></div></div>
</div><p>نوشته <a href="https://iifom.com/eco23/">حقیقت پنهان در تاریخ پول و کیمیاگریِ واژگون بخش۲</a> اولین بار در <a href="https://iifom.com">پژوهشگاه مالکیت و بازار</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://iifom.com/eco23/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حقیقت پنهان در تاریخ پول و کیمیاگریِ واژگون</title>
		<link>https://iifom.com/eco21/</link>
					<comments>https://iifom.com/eco21/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Control]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Jan 2021 16:15:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[بانکداری]]></category>
		<category><![CDATA[ربا]]></category>
		<category><![CDATA[طلا]]></category>
		<category><![CDATA[مکتب اتریشی اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[پول]]></category>
		<category><![CDATA[پول خصوصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iifom.com/?p=5025</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوشته <a href="https://iifom.com/eco21/">حقیقت پنهان در تاریخ پول و کیمیاگریِ واژگون</a> اولین بار در <a href="https://iifom.com">پژوهشگاه مالکیت و بازار</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div class="wpb-content-wrapper"><div class="vc_row wpb_row row top-row wpb_custom_034b39d9bc6c6b310d69e39f0ccf274f"><div class="vc_column_container col-md-6"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_text_column wpb_content_element wpb_custom_7c91d232724f73626cc933bd95b25ff0" >
		<div class="wpb_wrapper">
			<h3>نویسنده: تریسی آر. توایمن</h3>
<h3>مترجم: ریحانه باقری</h3>
<h3 dir="auto">برگرفته از کتاب «پول میوه درخت دانش است»</h3>
<h3>بخش نخست</h3>
<p>در این کتاب تریسی آر. توایمن نظام اقتصادی جهان را بنا شده بر پایه و روش‌های کیمیاگریِ واژگون خوانده است ارتباط بین اقتصاد و خزانه‌داری فدرال،سیستم تامین اجتماعی، تجارت آزاد، مالیات، حداقل دستمزد، سال مالی؛ مصرف‌گرایی، کمونیسم و سوسیالسم را زاییده کیمیاگری و بانکداری شوالیه‌های معبد می‌داند.</p>

		</div>
	</div>
</div></div><div class="vc_column_container col-md-6"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_single_image wpb_content_element vc_align_left wpb_content_element  wpb_custom_81a4f7ef9830bf958462581aa01150fb"><div class="wpb_wrapper">
			
			<div class="vc_single_image-wrapper   vc_box_border_grey"><img decoding="async" width="300" height="300" src="https://iifom.com/wp-content/uploads/2021/01/1-300x300.jpg" class="vc_single_image-img attachment-medium" alt="" title="1" /></div>
		</div>
	</div>
</div></div></div><div class="vc_row wpb_row row top-row wpb_custom_034b39d9bc6c6b310d69e39f0ccf274f"><div class="vc_column_container col-md-12"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_text_column wpb_content_element wpb_custom_7c91d232724f73626cc933bd95b25ff0" >
		<div class="wpb_wrapper">
			<p><strong>اولین نظام بانکی جهان</strong></p>
<p>استفاده از سکه طلا یا نقره به عنوان پول رایج همزمان خوب و بد است: ارزش در خود سکه است. اگر خرجش کنید، گمش کنید، از شما بدزدندش، ارزش آن از دست شما رفته است. موضوعی که در دوران باستان و قرون وسطی ایجاد مشکل کرده بوده راهزنی بود. پشت هر گردنه‌ای راهزنانی منتظر بودند تا سکه مسافران را بدزدند. در نهایت راه حلی برای این مشکل پیشنهاد شد، و البته تعجب آور نیست که این راه حل توسط یک «معبد» دینی پیشنهاد شد: شوالیه‌های فقیر معبد سلیمان مبدع این راه حل بودند.</p>
<p>&#8220;شوالیه های معبد&#8221; متشکل از جمعی از نخبگان جنگجوی برخاسته از میان راهبان کاتولیک بود که در اوایل قرن دوازدهم میلادی در خط مقدم جبهه جنگ اروپا علیه تسخیر و کنترل سرزمین مقدس نبرد میکردند. بعضی از بنیانگذاران اولیه این گروه خود مسئول واقعی درگیری اروپا در جنگ‌های صلیبی بودند. کلیسا به آنها اجازه داد مجموعه قوانینی برای خود وضع کنند و به هیچ کس پاسخگو نباشند جز پاپ. به این ترتیب شوالیه های معبد در سراسر اروپا در زمینه‌های گوناگون در قالبی خودگردان مشغول به فعالیت شدند. معبدی‌ها به سرعت شروع به گردآوری مال و قدرت کردند. در املاکشان در سراسر اروپا در قالب دولت-شهرهای نیمه مستقل به کشاورزی، تولید خوراک مورد نیاز خود، تاسیس و اداره بیمارستان، و تولید تسلیحات و پوشاک و سایر کالاها کردند.</p>
<p>احتمالاً مهمترین دستاورد این خودگردانی و استقلال، وام دادن با بهره بود که خلاف قانون ضد نزول در سرزمین‌های مسیحی بود. پیش از آن در اروپا تنها یهودیان مجاز به دریافت بهره بودند، در زمان‌ها و مکان‌های مختلفی حتی قوانینی گذاشته شده بود تا یهودیان مجاز به پرداختن به هیچ حرفه دیگری جز بانکداری نباشند. بانکداری مورد نیاز جامعه بود و باید کسی این مسئولیت را به عهده میگرفت. یهودیان در مواردی که بدهی افزایش پیدا میکرد و بازپرداخت وام و بدهی غیر ممکن میشد، مقصر قلمداد می‌شدند. اما معبدی ها وظیفه بانکداری را بر عهده گرفتند. این اقدام درآغاز با تایید کلیسا بود.</p>
<p>معبدی‌ها نگهبانان رسمی راه زیارتی سرزمین مقدس بودند. احتمالاً دلیل اولیه تشکیل گروهشان نیز همین بود. به عنوان نگهبان راه زیارتی نظامی را ایجاد کردند که زائرین را از راهزنان در امان نگاه دارد. در این سیستم زائرین به جای آنکه طلا و اموال باارزش خود را در بار سفر ببندند، مقداری پول طلا یا نقره در نزدیکترین مرکز معبدی ها در نقطه عزیمت شان می‌سپردند و سپس از مسیر از پیش تعیین شده ای که در طول آن کلیساها و کلیساهای جامع قرار داشت به اورشلیم عازم می‌شدند. کلیساهای بین راه با مراکز معبدی مرتبط بودند و خدمات بانکی ارائه میکردند. زائرین در این مراکز بین راهی «چیت» هایی را که از بانکدارها در ازای سپرده طلا یا نقره خود دریافت کرده بودند ارائه می‌دادند و از بانک بین راه مقدار پول مورد نیاز برای اقامت در استراحتگاه یا اهدا به کلیسا را دریافت می‌کردند. مابقی پول در حساب آنها باقی می‌ماند. همچنین این امکان وجود داشت که در ازای خدماتی که خود معبدی ها به زائرین ارائه می‌کردند پرداخت مستقیم از حسابشان صورت بگیرد. «چیت»ها منقوش به علامات و نشانهای پیچیده‌ای بود که معبدی‌ها قادر به خواندن و فهمیدن آن بودند. واژه چک از همین جا به زبان انگلیسی و فرانسه وارد شد. در واقع بسیاری از کلمات انگلیسی دوران میانی که با بانکداری و اقتصاد مرتبط هستند به شکلی به معبدی‌ها ربط پیدا می‌کنند. کلمه چک از پارچه شطرنجی‌ای آمده که معبدی ها می‌گستردند و با کمک آن به حساب‌های بانکیشان رسیدگی می‌کردند، بدهکاری و بستانکاری‌ها را «چک» می‌کردند.</p>
<p>به کمک بخشش‌های مالی اشراف‌زادگانی که در ازای مالشان به این گروه می‌پیوستند، نزول پول، و تجارت و صنعت، معبدی‌ها امپراتوری خود را تبدیل به بزرگترین قوای اقتصادی اروپا کردند و این جایگاه را تا زمان هشتمین جنگ صلیبی در سال ۱۲۷۱ که طی آن سرزمین مقدس از دستشان رفت حفظ کردند. با از دست رفتن سرزمین مقدس، شاهان و اشراف اروپا و کلیسا نمی‌دانستند نقش بعدی معبدی‌ها چه خواهد بود. پول، ملک، قدرت، اسب، سلاح و ارتش آنها اکنون باید به چه کاری مشغول میشد؟</p>
<p>بسیاری از خاندان‌های سلطنتی اروپا به شدت به معبدی‌ها بدهکار بودند و چون فرمان پاپ آنها را از هر گونه اقدام علیه شوالیه های معبد بازمی‌داشت، احساس خطر شدیدی می‌کردند.</p>
<p>بنا به دست‌نوشته های کیمیاگری، این عنصر جیوه (مرکوری) است که عمل دگردیسی را انجام می‌دهد. در این نوشته‌ها آمده گوگرد و نمک طی روشی بسیار بسیار خاص و محرمانه به هم افزوده می‌شوند و حلّالی ایجاد می‌شود که می‌تواند نقره و طلا را از سرب جدا کند. جیوه با سمبل مار مصلوب نشان داده می‌شود. جیوه (مرکوری) در حقیقت نقره و طلا را از سرب جدا میکند و امروزه به همین منظور نیز به کار می‌رود. اما اگرچه کیمیاگری، شیمی و متالورژی همه زمانی یک چیز بودند، اعتقاد بر این است که وقتی کیمیاگران چنین حرف‌هایی می‌زنند منظوری فراتر از روش شناخته شده جدا کردن فلزات با ارزش از سایر فلزات دارند. آنان جیوه ای که به کار می‌بردند جیوه عادی نبود، بلکه «جیوه فلاسفه» بود که «سنگ خردمندان» را به دست میداد. و این همان طلایی بود که نتیجه پایانی کار بود.</p>
<p>کیمیاگری پایه علم هرمسی خوانده می‌شود. هرمس یا همان مرکوری پیام‌آور خدایان بود، واسطه بین انسان ساکن سطح زمین و خدایانی که بر فراز کوه المپ مستقر بودند. از همه مهمتر اینکه هرمس معلم نخستین بود و کاتبی آسمانی، کسی که خرد الهی را به ارمغان می‌آورد. هرمس در واقع ولی‌نعمت کیمیاگری بود.</p>
<p>چه از شعبده‌بازی حرف بزنیم و چه از جادوی آیینی، اصل زیربنایی یکی است: خیال. شعبده‌باز وانمود می‌کند خرگوشی را از کلاه بیرون کشیده، یا زنی را با ارّه به دو نیم کرده و این کار را چنان ماهرانه انجام می‌دهد که به چشم بیننده واقعی می‌آید. همه می‌دانند که شعبده است اما هدف براورده شده است، بینندگان تحت تاثیر قرار گرفته‌اند و از خرید بلیت این نمایش راضی هستند. جادوی آیینی هم به شعبده شبیه است. به واسطه مناسک نیمه دینی، اعمال خرافی، دعا، مراقبه و تکرار کلمات جادویی، جادوگر تلاش میکند خودش و دیگر دست اندرکاران را متقاعد کند که این رفتارها نتیجه بخش است، که در واقعیت چیزی را تغییر داده، یا خدایان برایش چنین کرده‌اند. او به اختیار خود ناباوری را کنار می‌گذارد، انتقاد و ایرادجویی را کنار می‌گذارد و به خود نگرانی‌ای در این باره که آنچه خواهان تغییرش است اتفاق افتاده یا نه، و اینکه این تغییر به چه شکل نمودار شده، راه نمی‌دهد.</p>
<p>کلید جادو همین است: وانمود کردن به اینکه چیزی واقعیت دارد دیر یا زود آن را به واقعیت تبدیل می‌کند. تلاش‌های متعددی برای توضیح این موضوع انجام شده، از توضیح بر اساس تئوریهای مکانیک کوانتومی گرفته تا خودآگاهی جمعی. اما برای کسی که دانسته، عامدانه و با موفقیت این اصل را در زندگی خود به کار برده، نحوه کارکرد آن مهم نیست، بلکه مهم این است که این روش موثر است.</p>
<p>آنچه سعی در توضیحش دارم قدرت واقعی تخیل آدمی است، که میتواند واقعیت فیزیکی را با متقاعد کردن شخص به اینکه چیزی در واقعیت تغییر کرده، دستخوش تغییر کند. همین اصل قاعدتاً در کیمیاگری نیز صادق است. اکنون اجازه دهید به شما نشان دهم چگونه این کیمیاگریِ واژگونه می‌تواند در اقتصاد مدرن به کار رود.</p>
<p>همانطور که گفته شد شوالیه‌های معبد سیستم بانکی و چک را در اواخر قرون وسطی ایجاد کردند و به جای مبادله سکه های طلا و نقره، به مبادله «چیت»های کدگذاری شده پرداختند: کاغذهایی که مثل وعده پرداخت عمل میکرد و به صاحب آن اجازه میداد در ازای کاغذ، در هر زمان و هر شعبه بانکی که بخواهد سکه طلا یا نقره دریافت کند. این سیستم بعداً منجر به ایجاد سیستم بانکداری ذخیره کسری شد. پیشگامان استفاده از این سیستم زرگران اروپایی قرون وسطی بودند که علاوه بر ایجاد سکه‌های تقلبی طلا و نقره در کارگاه هایشان، در نقش بانک محله نیز عمل می‌کردند. ایده بانکداری ذخیره-کسری بسیار ساده است: اگر ده نفر طلای خود را برای حفظ امنیت آن در مخرن بانک بگذارند (یعنی دلیل اولیه و اصلی تشکیل بانکها)، احتمال بر این است که تنها یک تن از آنها در هر زمان بخواهد سپرده خود را از بانک تحویل بگیرد. زرگران از این پیش فرض سوءاستفاده کرده و خود را مجاز دانستند طلای سپرده شده را وام بدهند تا بهره‌اندوزی کنند. به این ترتیب با برداشت از سپرده دیگران، به مشتریان جدید خط اعتباری کاغذی دادند.</p>
<p>اگرچه این اقدام در عمل شکلی از کلاهبرداری است، مردم به این دلیل که معتقد بودند که وام کاغذی آنها بر پایه پول واقعی موجود در خزانه بانک به آنها داده شده، و امکان برداشت این پول واقعی هر زمان که بخواهند وجود دارد، کاغذ ارائه شده به خود را به اندازه طلا با ارزش می‌دانستند. مادامی که در هر زمان مشخص تنها یک نفر از ده نفر سپرده گذار برای دریافت سپرده خود به بانک مراجعه میکرد, این تمهید بدون مشکل ادامه پیدا میکرد.</p>
<p>مزیت این سیستم در این است که پول واقعی همراه با بهره‌اش به صاحب پول بازگردانده می‌شود که خود به نفع بانک است، به این معنا که ثروتی که در خزانه بانک قرار داده می‌شود افزایش یافته است. سند کاغذی ای که به جای پول واقعی مبادله می‌شود پول عرضه شده به جامعه را افزایش داده و در نتیجه منجر به بهبود وضع اقتصادی می‌شود؛ یک موقعیت بُرد دو طرفه، تنها تا زمانی که کسی بانک را حسابرسی نکند و کمتر از درصد مشخصی از پول سپرده شده به بانک به طور همزمان از بانک پس گرفته شود. اما اگر یکی از این دو اتفاق نیفتد این بنای سست در آن از هم می‌پاشد.</p>
<p>فیلسوف اسکاتلندی، جان لا در سال ۱۷۰۵ در کتاب خود «پیشنهادی برای عرضه پول به ملت با لحاظ کردن پول و تجارت» نوشت که سنگ فلاسفه کیمیاگری را یافته است. کلید کیمیاگری به گفته او چاپ کردن پول کاغذی بود. دولت فرانسه او را در سال ۱۷۱۵ استخدام کرد تا نظریه‌اش مورد استفاده عملی قرار بگیرد. جان لا به سرپرستی بانک سلطنتی ملی فرانسه گماشته شد و به سرپرستی کمپانی می سی سی پی که سرمایه گذاری شهروندان فرانسوی را به منظور فعالیت اقتصادی در لوئیزیانای فرانسوی (بخش عظیم و میانی آمریکا در قرون ۱۷ و ۱۸ فرانسه ادعای مالکیت آن را داشت-مترجم) با وعده ارائه بهره به آنها جذب میکرد. سرمایه‌گذاران باید به این کمپانی طلا تحویل می‌دادند اما سود پولشان را به شکل کاغذ بانکی دریافت می‌کردند که عنوان میشد قابل تبدیل به طلا است.</p>
<p>بر اساس سیستم بانکداری ذخیره کسری، این روش تا مدتی بدون مشکل اجرا میشد و بانک منفعت عظیمی از آن می‌برد. همزمان به نظر می‌رسید که سپرده سرمایه‌گذاران رشدی تصاعدی دارد. البته قابل پیش‌بینی بود که این بنای سست در خلال آنچه «حباب بزرگ لوئیزیانا» نامیده شده در هم فرو می‌ریزد: سپرده‌گذاران بو برده بودند به اندازه کاغذهای بانکی که در اختیارشان است طلا وجود ندارد. جان لا با شرمساری گریخت و مدت کوتاهی پس از این واقعه از دنیا رفت. اما ایده‌های او نویسنده آلمانی، ولفگانگ فون گوته را تحت تاثیر قرار داده بود.</p>
<p>نمایشنامه کلاسیک گوته، فاوست، آکنده از تشبیهات کیمیاگری است و شخصیت اصلی نمایش یک کیمیاگر است که با کمک شیطان در جستجوی راز آفرینش است. در جایی از داستان فاوست و معلمش مفیستو نظر لطف امپراتور را با اهدای راز کیمیاگری به خود جلب می‌کنند: چگونگی ایجاد ثروت با چاپ پول کاغذی. آنها امپراتور را به چاپ پول در ازای طلایی که قرار است در آینده از معدن استخراج شود متقاعد می‌کنند. امپراتور به زودی ولینعمت یک اقتصاد محکم و مردمی مادیگرا و هرزه می‌شود. در نهایت ثابت میشود پول رایج مانند تمام آفریده های دیگر مفیستو در این نمایش وهمی بیش نیست و سقوط می‌کند.</p>

		</div>
	</div>
</div></div></div>
</div><p>نوشته <a href="https://iifom.com/eco21/">حقیقت پنهان در تاریخ پول و کیمیاگریِ واژگون</a> اولین بار در <a href="https://iifom.com">پژوهشگاه مالکیت و بازار</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://iifom.com/eco21/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
