<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بایگانی‌های پلوتوکراسی - پژوهشگاه مالکیت و بازار</title>
	<atom:link href="https://iifom.com/tag/%d9%be%d9%84%d9%88%d8%aa%d9%88%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://iifom.com/tag/پلوتوکراسی/</link>
	<description>پژوهشگاه مالکیت و بازار</description>
	<lastBuildDate>Sun, 28 Feb 2021 14:04:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9</generator>

<image>
	<url>https://iifom.com/wp-content/uploads/2019/09/cropped-iifom-logo-1-32x32.png</url>
	<title>بایگانی‌های پلوتوکراسی - پژوهشگاه مالکیت و بازار</title>
	<link>https://iifom.com/tag/پلوتوکراسی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>درباره قدرت بخش۷(پایانی)</title>
		<link>https://iifom.com/eco38/</link>
					<comments>https://iifom.com/eco38/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Control]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 28 Feb 2021 14:04:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[آریستوکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[برتراند دو ژوونل]]></category>
		<category><![CDATA[دموکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[مکتب اتریشی اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[پلوتوکراسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iifom.com/?p=5125</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوشته <a href="https://iifom.com/eco38/">درباره قدرت بخش۷(پایانی)</a> اولین بار در <a href="https://iifom.com">پژوهشگاه مالکیت و بازار</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div class="wpb-content-wrapper"><div class="vc_row wpb_row row top-row wpb_custom_034b39d9bc6c6b310d69e39f0ccf274f"><div class="vc_column_container col-md-6"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_text_column wpb_content_element wpb_custom_7c91d232724f73626cc933bd95b25ff0" >
		<div class="wpb_wrapper">
			<h3>درباره قدرت</h3>
<h3>نویسنده:برتراند دو ژوونل</h3>
<h3>مترجم:ریحانه باقری</h3>
<h3>بخش هفتم(<a href="https://iifom.com/eco35/">بخش ششم</a>)</h3>
<p>جان استوارت میل در یک متن معروف، خلق و خوی مختلف مردم فرانسه و انگلیس را در امر سیاست مقایسه کرده است:&#8221;دو گرایش ذاتا متفاوت اما با وجوه مشترکی وجود دارند که در مسیر تلاش افراد و ملت‌ها آمیخته می‌شوند. یکی تمایل به اعمال قدرت بر دیگران را و دیگری عدم تمایل به اعمال قدرت بر خود را دارد. تفاوت در قدرت و مقاومت نسبی مردمان نسبت به این دو گرایش، یکی از عناصر مهم در روند تاریخ آن هاست. &#8220;</p>

		</div>
	</div>
</div></div><div class="vc_column_container col-md-6"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_single_image wpb_content_element vc_align_left wpb_content_element  wpb_custom_81a4f7ef9830bf958462581aa01150fb"><div class="wpb_wrapper">
			
			<div class="vc_single_image-wrapper   vc_box_border_grey"><img fetchpriority="high" decoding="async" width="300" height="300" src="https://iifom.com/wp-content/uploads/2021/02/king-300x300.jpg" class="vc_single_image-img attachment-medium" alt="" title="king" /></div>
		</div>
	</div>
</div></div></div><div class="vc_row wpb_row row top-row wpb_custom_034b39d9bc6c6b310d69e39f0ccf274f"><div class="vc_column_container col-md-12"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_text_column wpb_content_element wpb_custom_7c91d232724f73626cc933bd95b25ff0" >
		<div class="wpb_wrapper">
			<p>استوارت میل به سختی این امر را استتار می‌کند که فرانسه  آزادی خود را برای مشکوک‌ترین و مبهم‌ترین سهم‌خواهی در قدرت فدا می‌کند. در تأکید بر این گرایش، دو بروگل انگیزه‌ای برای مبارزه با بناپارتیسم یافت، در عین حالی که راه را برای آن هموار کرده بود. ملت‌هایی هستند که اشتیاق به حکومت دیگران در آنها نیرومندتر از تمایل به استقلال شخصی است، به طوری که آنها حقیقت فرد را فدای سایه‌ای معدوم می‌کنند. آنها مانند سرباز، آزادی عمل شخصی خود را به ژنرال واگذار می‌کنند به شرطی که در ارتش پیروز باشند و بتوانند متملقانه از غنایم سهم داشته باشد، اگرچه این تصور که او سهمی در سلطه اعمال شده بر مغلوبان داشته باشد، توهمی بیش نیست. برای دولتی که از نظر اختیارات و انتصابات محدود باشد، این الزام خوش آیند نیست، که دست خود را از دخالت بی حد بازدارد و اجازه دهد، بیشتر امور بدون تصدی سمت سرپرست و مدیریت به پیش روند؛ در نظر آن‌ها، سران قدرت به سختی می‌توانند خوددار باشند، مشروط بر اینکه این اختیارات برای رقابت همگانی باز باشد. یک فرد عادی در میان آن‌ها این شانس را دارد، هرچند دور یا غیرمحتمل، مقداری از سهم قدرت بیش از همنوعان خود را بدون هیچ اعمال زور غیر ضروری بر آنها به دست آورد. این عناصرِ مردمِ مترصد جاه و صیادِ منصب هستند. در آن‌ها جریان سیاست عمدتا با شکار موقعیت تعیین می‌شود. جایی که فقط از برابری مراقبت می‌شود، اما از آزادی نه. جایی که رقابت احزاب سیاسی درگیر این است که آیا دخالتِ قدرت صرفا باید محدود به یک طبقه باشد یا همه را در بر بگیرد، جایی که ایده‌ی سرگرم‌کننده‌ی دموکراسی، صرفاً گشودن ادارات برای رقابت همه به جای برگزیدگان است. جایی که هرچه نهادها از محبوبیت بیشتری برخوردار باشند، ادارات ایجاد شده بی‌شمارتر است وحشتناک‌تر این است که هیولای دولت در قالب قوه مجریه در هر گستره‌ای به اعمال قدرت می‌پردازد. از جهت دیگر، به گفته میل، &#8220;مردم انگلیس &#8220;نسبت به هرگونه تلاش برای اعمال قدرت بر آنها غیرت می‌ورزند، اما آنها به طور کلی برای انجام قدرت بر دیگران نیز نظر خوشی ندارند؛ انگلیسی‌ها علاقه چندانی به اشتیاق به دولت ندارند، اما &#8220;هیچ‌کسی علاقه‌ای به مقاومت در برابر حکومت ندارد، زیرا این امر از مرزهای قوانین تعیین شده عبور می‌کند.&#8221; تا حدی که به نظر ما این دو تصویر درست می‌رسد، چگونه چنین تضادی  توضیح داده می‌شود؟ با توجه به ویژگی‌هایی که در طی دو تحول تاریخی کاملاً متفاوت به دست آمده است: اشراف انگلیس از زمان مگنا کارتا، به عنوان رهبران طبقات متوسط​​، مردم را در مقاومت خود در برابر تجاوزات قدرت همراهی می‌کردند. از آن به بعد، یک پیوند کلی برای حمایت فردی و تایید قانونی که مستقل از قدرت بود و در  صورت نیاز، در برابر آن انعطاف‌پذیر، برقرار شد.از سوی دیگر، در فرانسه، پیرامون سلطنت بود که طبقات متوسط ​​در مبارزه علیه امتیازات اشراف دست به تظاهرات زدند. پیروزی‌های قوانین ایالتی بر سنت‌های اشرافی، پیروزی‌های مردمی بودند.</p>
<p>بنابراین، این دو کشور با گرایش‌های بسیار متفاوتی وارد دوران دمکراتیک شدند.</p>
<p>در انگلستان، سیستم آزادی به عنوان حقوق اشخاص متعلق به اشرافیت (آریستوکراسی) به تدریج به همه تعمیم یافت. اینجا، آزادی یک امتیاز اشرافی عمومیت‌یافته است. از این رو سخن گفتن از دموکراتیزه‌کردن در انگلستان سخن چندان دقیقی نیست، بیشتر باید گفت که عوام هم دارای حقوق اشراف شدند. (با همراهی اشراف نه با نفی آنان و نه با حمایت قدرت م.)  مصونیت شهروند بریتانیایی در برابر حکومت در واقع همان مصونیت آریستوکرات قرون وسطایی است.در فرانسه، از سوی دیگر، قدرت دستگاه مطلقه که توسط سلطنت بوربون ها ساخته شده‌ بود، قرار بود به دست توده‌ها بیفتد.</p>
<p>در انگلستان، دموکراسی به شکل آزادی فردی، که با تجربه چندین قرن فراهم شده بود، لحاظ شد؛ اما در فرانسه،  انتساب دموکراسی برای تمام قدرت حاکمه است که قدرت مطلقه‌ی چند صد‌ ساله مسلحی بوده و در افراد چیزی غیر از تابعان برابر نظاره نمی‌کند.</p>
<p>هنگامی که مردم در صحنه سیاسی ظاهر می‌شوند، در همان جایی که قرن‌ها میدان جنگ سلطنت و اشراف بوده است، متقدما سلاح‌های تهاجمی اقتدار را جعل کرده‌اند و متاخرا  مواضع دفاعی آزادی را تقویت کرده‌اند.</p>
<p>مردم، در طول اقلیت بودن طولانی، به سلطنت یا اشراف امید سپرده بودند و در بسط یا محدودکردن قدرت همکاری داشتند، زیرا انتخاب به‌طور سنتی یا به پادشاهان محول شده بود که بارون‌ها را به دار بیاویزند یا به بارون‌ها که پادشاهان را برگردانند، این امر، عادات نیرومند ذهنی و تمایلات دیرینه‌ای را تشکیل داد که منجر به ادامه پادشاهی مطلقه یا آزادی‌خواهی اشراف شد.</p>
<p>بدین گونه انقلاب انگلیس در سال ۱۶۸۹ مگنا کارتا را فراخواند، در حالی که در فرانسه‌ی سال ۱۷۸۹ ریشلیو ستایش می شد و او را به عنوان &#8220;مرد کوهستان و ژاکوبن&#8221; تقدس بخشیدند. حتی در کشورهایی که خواست و اراده مردم با پشتوانه‌ای قوی از خاطرات جمعی به سمت و سوی حمایت از حقوق فردی گرایش دارند، باز هم ناگزیر به سمت قدرت‌گرایی جمعی می‌گرایند و دیر یا زود، بادبان‌های حاکمیت را برافراشته خواهند ساخت.</p>
<p>این روند در ادامه همان دلایلی اتفاق می‌افتد که قبلاً در روم کارکردش را دیدیم. تا هنگامی که مردم، متشکل از مردان آزاد شرکت‌کننده در بدنه حکومت، از کسی بدون منافع فردی قابل دفاع تشکیل نشده باشند، به‌طوری که همه احساس تعهد به حقوق ذهنی داشته باشند، به نظر آن‌ها آزادی و قدرت خطرناک است. اما به محض اینکه این افراد دارای &#8220;قدرت رای‌گیری&#8221; شوند، اکثریت افرادی را شامل می‌شوند که می‌پندارند چیزی برای دفاع از خود ندارند و از نابرابری‌های بزرگ مادی تحقیر می‌شوند، پس شروع به تعیین ارزش برای چیزی نمی شود جز قدرت که سیطره‌ی آن برای سرنگون کردن یک ساختارِ اجتماعیِ به زعم آنان معیوب است. آن ها این عقیده را با وعده‌های ناجیانه تجهیز و پرطرفدار می‌سازند.  همه اقتدارگرایان بزرگ امثال ناپلئون، بیسمارک و دیزرائیلی این موضوع را کاملاً درک کردند هنگامی که مالکیت به مفهومی عوامانه و دم‌دستی نزدیک می‌شود، با فراخوانی پوپولیستی راه را برای  قدرت خود هموار می‌کردند. چه احمقانه است که داوری حوادث به آیندگان سپرده شود، وقتی معاصران غالباً خیلی واضح تر می‌بینند! افراد ناپلئون‌سوم خیلی خوب دیدند که وی در ایجاد حق رای همگانی غیر منطقی عمل نکرد و در عین حال از تمرکز ثروت و برجسته کردنِ نابرابری اجتماعی نیز حمایت می‌کرد. سه چیز در ایجادِ قیصرگرایی اهمیت دارد. نخست آنکه، اعتبار افرادی که کهن‌ترین پیشینه و ریشه آزادمنشی و نجیب زادگی در جامعه را دارند ناکارآمد کنند و حسن سابقه‌ی اخلاقی و اصیل آن‌ها را سلب نمایند و همچنین آن ها را در برابرِ قشر نوکیسه _ افرادی که میراث‌خوار این آزادی هستند _ بخاطر پیشینه اشرافی شرمساری به خود سازند. توکویل در این مورد نقشی که این عامل در فرانسه به نابودی کامل اشراف کهن منجر شده است را بیان کرده است. عامل ثانویه لازم برای قیصرگرایی این است که طبقه جدیدی از سرمایه داران تازه به دوران رسیده باید ظهور کنند، بدون اقتدار اخلاقی شخصیتی و دارای ثروتهای بی حساب و کتاب که آنها را از همشهریان خود جدا می  کند و سرانجام در ادامه، عنصر سوم شکل می‌گیرد: اتحاد قدرت‌های سیاسی طبقه‌ی وابسته به دولت در جامعه و ضعف اجتماعِ نجبای اصیل. گرچه آنها ثروت فراوانی انباشته می کنند و خود را از این طریق قدرتمندتر می‌پندارند لیکن این &#8220;اشراف&#8221; مخلوقِ سرمایه‌داری با بیدارکردن کین‌خواهی جامعه، خود را برای همیشه از صدرنشینی در برابر نفوذ قدرت بی‌بهره می‌سازند در حالی که ضعف توده در دولت مقتدر بهشت طبیعی را می‌یابد. تنها مانع سر راه قیصرگرایی مقاومتی آزادی طلبانه توسط افرادی با حقوق ذهنی برای دفاع و تحت رهبری طبیعی است. مردان برجسته‌ای که اعتبار ، آنها را واجد شرایط می‌کند و ابر توانگری، آن‌ها را رد صلاحیت نمی‌کند<strong>.</strong></p>

		</div>
	</div>
</div></div></div>
</div><p>نوشته <a href="https://iifom.com/eco38/">درباره قدرت بخش۷(پایانی)</a> اولین بار در <a href="https://iifom.com">پژوهشگاه مالکیت و بازار</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://iifom.com/eco38/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درباره قدرت بخش۶</title>
		<link>https://iifom.com/eco35/</link>
					<comments>https://iifom.com/eco35/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Control]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Feb 2021 21:47:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[آریستوکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[برتراند دو ژوونل]]></category>
		<category><![CDATA[دموکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[مکتب اتریشی اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[پلوتوکراسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iifom.com/?p=5111</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوشته <a href="https://iifom.com/eco35/">درباره قدرت بخش۶</a> اولین بار در <a href="https://iifom.com">پژوهشگاه مالکیت و بازار</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div class="wpb-content-wrapper"><div class="vc_row wpb_row row top-row wpb_custom_034b39d9bc6c6b310d69e39f0ccf274f"><div class="vc_column_container col-md-6"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_text_column wpb_content_element wpb_custom_7c91d232724f73626cc933bd95b25ff0" >
		<div class="wpb_wrapper">
			<h3>درباره قدرت</h3>
<h3>نویسنده:برتراند دو ژوونل</h3>
<h3>مترجم:ریحانه باقری</h3>
<h3>بخش ششم(<a href="https://iifom.com/eco33/">بخش پنجم</a>)</h3>
<p>&nbsp;</p>
<p>آیا من به‌خاطر اینکه تاریخ باستان را چنین ژرف کاویده‌ام، قابل سرزنش هستم؟ اما من تاریخ متاخر را نیز مورد کنکاش قرار داده‌!ام. من وجه تشابه داستان گراکوس‌ها را در سرنوشت روزولت‌ها نیز یافته ام.</p>

		</div>
	</div>
</div></div><div class="vc_column_container col-md-6"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_single_image wpb_content_element vc_align_left wpb_content_element  wpb_custom_81a4f7ef9830bf958462581aa01150fb"><div class="wpb_wrapper">
			
			<div class="vc_single_image-wrapper   vc_box_border_grey"><img decoding="async" width="300" height="300" src="https://iifom.com/wp-content/uploads/2021/02/روزولت-300x300.jpg" class="vc_single_image-img attachment-medium" alt="" title="روزولت" /></div>
		</div>
	</div>
</div></div></div><div class="vc_row wpb_row row top-row wpb_custom_034b39d9bc6c6b310d69e39f0ccf274f"><div class="vc_column_container col-md-12"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_text_column wpb_content_element wpb_custom_7c91d232724f73626cc933bd95b25ff0" >
		<div class="wpb_wrapper">
			<p>تئودور روزولت، با توجه به اینکه استقلال فردیِ اکثریت شهروندان شرط اساسی پیوستن آنها به نهادهای آزادی بود،  با پلوتوکراسی که شهروندان را به افراد تحت پوشش حقوق و دستمزد تبدیل می‌کرد، مبارزه کرد. او در همان خودخواهی کورکورانه‌ی مردان بزرگ جای گرفت که باعث سقوط تیبریوس گراکوس شد. فرانکلین روزولت نیز واقعیت انجام شده را پذیرفت ودفاع از بیکاران و افراد ضعیف اقتصادی را بر عهده گرفت و با استفاده از آرا و مزایای منفعت‌طلبانه، ساختاری از قدرت را ساخت که به شکلی چشمگیر بنای اولین امپراطوران روم را به یاد می آورد. و در عین حال سپرحق فردی که دژ افراد ممتازی بود، در برابر حق اجتماعی سر فرود آورد و شهروند آزاد در مسیر تحت الحمایه بودن قرار گرفت.  اساس این پدیده هنگامی‌که درک گردد تاریخ سیاسی اروپا را بر ما روشن می‌نماید. بدین‌سان سیر تحول جمهوری‌های ایتالیایی بازتولید سیر تحول روم از دوران پاتریسی تا استبداد است. دولت‌های مدرن توسط این سلطنت ایجاد شده و شخصیت‌های ماندگارش را دریافت کرده است. طبقه مهمی از مردان آزاد را می‌توان تاریک روشن دوران مروونژیا (نخستین سلسله پادشاهان فرانک در گال بودند-با قلمروی آلمان و فرانسه‌ی کنونی- که توسط مروونژ در سال۴۴۸ میلادی تأسیس شد و نوه او کلوویس، آن را تثبیت نمود. خود را ایجاد کرد. کارولنژیا در ۷۵۲ میلادی بر آنان فائق آمدند)  تشخیص داد.</p>
<p>اما اوضاع و احوال آشفته آنها را به تحت الحمایگی قدرت تبدیل کرد &#8211; تا آنها هم به طور رسمی از امتیاز ملاکین برخوردار شوند. ممکن است پادشاهی های اوایل قرون وسطی را بتوان به عنوان گونه ای از جمهوری های وسیع و آزاد و به هم پیوسته در نظر گرفت که شهروندی در آن ها محدود به برخی افراد برجسته بود.</p>
<p>اما همانطور که دیدیم شانس حفظ نهادهای آزادیخواهانه به نسبت افراد سیاسی موثر در جامعه مورد نظر که خواهان بهره‌مندی از آن‌ها هستند، بستگی دارد. بنابراین ما نباید از میزان گسترده پشتیبانی پادشاهان در تلاش برای جایگزینی اقتدار خود به جای آزادی‌ها که فقط به سود عده معدودی بود و برای اکثریت ظلم قلمداد می‌شد، شگفت زده بشویم. مورخانی که از مبارزه بین اشراف و شاه بر افروخته می‌شوند. چگونه به اعمال مستبدانه پادشاهان، که مردان را از قیود فئودالی نجات دادند، ادای احترام  می‌کنند؟ آلبرت دو بروگل این گرایش را این چنین توصیف کرده است:</p>
<p>&#8220;پیش تر از این ما نظریه‌های تاریخ فرانسه را داشتیم که بسیار سازگار و موزاییکی و در حد کمال استوار بود. طبق نگرش سازندگان سیستم، دو اصلی که همیشه پیشرفت فرانسه را به عهده گرفته‌اند و تحقق تمام ادعاهای آن است، برابری و اقتدار است. بیشترین میزان برابری که ممکن است توسط بیشترین قدرت تصور شده و محافظت شود، در دولت ایده‌آل فرانسه وجود داشت. این همان چیزی است که &#8221; طبقه سوم&#8221; (نویسنده و کشیش فرانسوی امانوئل جوزف سییس در رساله‌اش با این نام استدلال می‌کند که طبقه یا وضعیت سوم &#8211; مردم عادی فرانسه &#8211; ملت کاملی هستند و به روحانیان و اشراف نیازی ندارند.این باور نفوذ عظیمی در مسیر انقلاب فرانسه داشت. م.) در طول شورش و انقلاب طولانی برای سرکوب هم رده‌های برتر که بر بورژوازی تسلط داشتند به دنبال آن بودند؛ هم زمان مقامات میانی تخت سلطنت را نمی‌آزردند تا از طریق آن به برابری کامل و قدرت نامحدود برسند، این گرایش نهایی و مشروطه طلبانه تاریخ فرانسه است.</p>
<p>به بیان دیگر یک دموکراسیِ سلطنتی همان‌گونه که از اسمش هویداست، تنها دارای یک استاد است و بدون رهبر، با افرادی مساوی و بدون شهروند [ِ آریستوکرات] و هیچ حقوق وهیچ امتیازی است.  این قانون اساسی مناسب ما است.&#8221; آیا مورخان مشتاقانه به نهادهای آزادیخواهانه و ضد استبدادی، مقاومت اشراف در برابر شکل گیری مطلق‌گرایی را تحسین می‌کنند؟ به عنوان مثال سیسموندی اظهار می‌دارد که در قرون وسطی&#8221; تمام پیشرفت‌های واقعی در استقلال شخصیت، صیانت از حقوق و محدودیت و ممنوعیت‌های رذایل و هوی هوس و فساد قدرت مطلق، ناشی از اشرافیت موروثی بود. &#8221; فقط صحنه سیاسی انگلیس مورخ را درگیر این معضل نمی‌کند، و این به دلیل برخی از ویژگی‌های خاص تاریخی است که توسط دو لولم به خوبی بیان شده است. در واقع در آنجا، قدرت تاج به اندازه کافی بزرگ بود و امنیت تضمین شده بود تا بتواند طبقه عظیم آزادگان را از انحرافِ یک طبقه کوته‌فکر برهاند.  به جای جاه‌طلبی‌های خنثی و فعالیت‌هایی که توسط معیار ظالمانه آزادی و برابری‌خواهی مانند فرانسه مورد استثمار افراد برجسته‌ای قرار گرفته بودند؛ در انگلستان شاهد یک نقطه تجمع در زیر پرچم سلطنتی است، قدرت سیاسی، آنچه که در حال حاضر تحت عنوان &#8220;طبقه متوسط ​​انگلیس&#8221;  نامیده می‌شد (به دنبال مهتران) تحت لوای آزادی تجمیع کرد. این پدیده یکی از مسائل مهم است: چرا که در طی سده‌ها یک دیدگاه سیاسیِ انگلیسی رواج داشت، متفاوت با بقیه اروپا.</p>

		</div>
	</div>
</div></div></div>
</div><p>نوشته <a href="https://iifom.com/eco35/">درباره قدرت بخش۶</a> اولین بار در <a href="https://iifom.com">پژوهشگاه مالکیت و بازار</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://iifom.com/eco35/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درباره قدرت بخش۵</title>
		<link>https://iifom.com/eco33/</link>
					<comments>https://iifom.com/eco33/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Control]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Feb 2021 10:52:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[آریستوکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[برتراند دو ژوونل]]></category>
		<category><![CDATA[مکتب اتریشی اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[پلوتوکراسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iifom.com/?p=5103</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوشته <a href="https://iifom.com/eco33/">درباره قدرت بخش۵</a> اولین بار در <a href="https://iifom.com">پژوهشگاه مالکیت و بازار</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div class="wpb-content-wrapper"><div class="vc_row wpb_row row top-row wpb_custom_034b39d9bc6c6b310d69e39f0ccf274f"><div class="vc_column_container col-md-6"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_text_column wpb_content_element wpb_custom_7c91d232724f73626cc933bd95b25ff0" >
		<div class="wpb_wrapper">
			<h3>درباره قدرت</h3>
<h3>نویسنده:برتراند دو ژوونل</h3>
<h3>مترجم:ریحانه باقری</h3>
<h3>بخش پنجم(<a href="https://iifom.com/eco32/">بخش چهارم</a>)</h3>
<p>این برای تاریخ نگاری علمی و شکل گیری علوم سیاسی  یک خطای فاجعه بار خواهد بود که از &#8220;نهضت مردمی&#8221; پشتیبانی شود، بدون اینکه دو راه خدمت به آن را از هم متمایز سازد.وضعیتی که باید با آن کنار آمد به هر حال یکسان است: این فاصله وسیعی است که بین وضعیت حقوقی و وضعیت اقتصادی انسان عادی قرار دارد.</p>

		</div>
	</div>
</div></div><div class="vc_column_container col-md-6"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_single_image wpb_content_element vc_align_left wpb_content_element  wpb_custom_81a4f7ef9830bf958462581aa01150fb"><div class="wpb_wrapper">
			
			<div class="vc_single_image-wrapper   vc_box_border_grey"><img decoding="async" width="300" height="300" src="https://iifom.com/wp-content/uploads/2021/02/b5-300x300.jpg" class="vc_single_image-img attachment-medium" alt="" title="Floating island background" /></div>
		</div>
	</div>
</div></div></div><div class="vc_row wpb_row row top-row wpb_custom_034b39d9bc6c6b310d69e39f0ccf274f"><div class="vc_column_container col-md-12"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_text_column wpb_content_element wpb_custom_7c91d232724f73626cc933bd95b25ff0" >
		<div class="wpb_wrapper">
			<p>رشد، استقلال اقتصادی و خودمختاری شخصی در دوران ابتدایی روم به همراه گسترش حق آزادی سیاسی به سرعت پیش می‌رفت و مرحله دوم فرا رسید و این استقلال به انعقاد قرارداد و معاهده انجامید وحق آزادی نیز همچنان برای آن دسته از افراد جامعه که هنوز از آن بی بهره بودند، توسعه می‌یافت مانند پذیرش شهروندی توسط ماریوس.</p>
<p>به این ترتیب، موقعیتی پیش آمد که در آن افراد ضعیف و منفرد در اختیارات همگانی خود تاثیر زیادی بر امور عمومی داشتند. طبیعتا پیشرفت‌های مالی در این زمینه توسط جناح‌های پلوتوکرات صورت می‌گرفت. اما در نهایت، همانطور که مشخص شد توسط رهبران مردمی  ضبط و گرفتار شد.</p>
<p>با رسیدن به آن نقطه، دو راه برای رهبران مردمی باز بود. نخستین مورد مربوط به تایبریوس گراکوس بود. از نظر او روحیه شهروندی، انگیزه برای حفاظت و دفاع از منافع و احساسات مشترک کشور، هنگامی که سرمایه‌داران بیش از حد دارا هستند و پرولتاریا به اندازه کافی ندارند زایل می‌گردد. بنابراین در صدد برآمد تا یک شباهت واقعی، همراه با همبستگی ناشی از آن را بین شهروندان برقرار کند و به پلوتوکراسی و پرولتاریا پایان بخشد و ترتیب امور به گونه‌ای چینش شود که هر یک از شهروندان بتوانند به طور موثر از استقلال فیزیکی و خودمختاری برخوردار باشند، به این گونه همه عوامل را در تضعیف نظام آزادی به هم پیوند داد.  ( آنان پسران تیبریوس سمپرونیوس گراکوس بودند، که با سیاست مردمی‌اش مردم را سپاسگزار خویش کرد. تیبریوس و کایوس گراکوس آزادی و برابری‌خواهانی، در محیط فلسفه و دولتمداری  زیر نفوذ بلوسیوس، فیلسوف رومی بودند و نیروی سنت‌پرستان را در روم به هیچ گرفتند. هر دو برادر کمابیش به یکسان و بیش از حد تصور  به این اندیشه بودند که روم چگونه می‌تواند رهبری یا استقلال خود را حفظ کند در حالی که توده پرولتاریای شهری،  به جای آنکه زمین‌داران و برزگرانی سرافراز باشند، در تهیدستی سر می‌کنند و چگونه دموکراسی و زندگی روم می‌تواند سالم باشد؛ تقسیم زمین میان شهروندان تهیدست راه حل آشکار و ضروری برای  سه مساله‌ی بردگی در روستاها، فساد و تراکم جمعیت شهرها و انحطاط سپاه به نظرشان می‌رسید. در آغاز سال ۱۳۳ تیبریوس گراکوس به مقام تریبونی خلق برگزیده شد و اعلام کرد که قصد دارد این سه پیشنهاد را به انجمن قبیله‌ای تقدیم کند: (۱) هیچ شهروندی حق ندارد بیش از ۳۳۳ یا در صورت داشتن دو پسر، بیش از ۶۶۷ ایکر از زمین‌هایی را داشته باشد که از دولت خریده یا اجاره شده است (۲) همه زمین‌های دولتی که پیش از آن به افراد فروخته یا اجاره داده شده است باید به همان بهای خرید یا اجاره با افت مبلغی در ازای تعمیرات، به حکومت بازگردانده شود و (۳) زمین‌های بازگردانده باید به قطعات بیست افزوده بهایی، میان پلبی‌های تهیدست توزیع شود، به شرط آنکه دریافت‌کنندگان تعهد کنند که هیچ‌گاه سهم خود را نفروشند و هر سال مالیاتی به خزانه دولت بپردازند.<br />
سنا پیشنهادهای گراگوس را غاصبانه شمرد و او را متهم کرد که قصد خودکامگی دارد و اوکتاویوس، تریبون دیگر را بر آن داشت که با وتوی خود مانع از تقدیم لوایح به انجمن شود. از این رو، گراکوس پیشنهاد کرد که هر تریبونی که برخلاف امیال انتخاب کنندگان خود عمل کند بیدرنگ عزل شود. انجمن این پیشنهاد را به تصویب رساند و گراکوس اوکتاویوس را از کرسی خاص تریبونها فرود آوردند. آنگاه، لوایح اصلی به تصویب رسید و به صورت قانون درآمد؛ شیوه غیرقانونی گراکوس در نفی حق وتوی تریبونی که از طرف خود انجمن مطلق اعلام شده بود به مخالفان وی بهانه‌ای داد تا به خنثی کردن کوشش‌های وی برخیزند. اینان اعلام کردند که می‌خواهند در پایان سال اول خدمت گراکوس، او را به جرم نقض قانون اساسی و زورگویی به یک تریبون تعقیب کنند. گراکوس برای صیانت خود یک بار دیگر قانونی اساسی را زیر پا گذاشت و تقاضا کرد که برای سال ۱۳۲ دوباره به مقام تریبونی برگزیده شود. چون آیمیلیانوس و لایلیوس، سناتورهای دیگری که پیش از آن از لوایح گراکوس دفاع کرده بودند، اکنون از حمایت او دست برداشته بودند، گراکوس خود را یکسره به دامان توده مردم انداخت و وعده داد که اگر دوباره برگزیده شود ، دوره خدمت سپاهی را کوتاه کند و حق انحصاری سناتورها را در انتخاب شدن به عضویت هیات‌های منصفه ملغی سازد و به متحدان ایتالیایی روم مقام شهروندی بدهد. سنا خواست تا با موافقت با اجرای قوانین گراکوس آتش خشم توده مردم را فرو نشاند. افزودن هفتاد و پنج هزار تن بر عده شهروندان از سال ۱۳۱ تا ۱۲۵ گواه بر آن است که براستی اراضی وسیعی در آن هنگام میان مردم تقسیم شد. زمین‌داران در حکومت‌های متحد ایتالیا، که حقوق‌شان با قوانین تازه به خطر افتاده بود، از سکیپیو آیمیلیانوس خواستند که از آنان در برابر هیات اصلاح ارضی دفاع کند. افکار عمومی بر ضد آیمیلیانوس برانگیخته شد و او را خائن به خاطره مقدس گراکوس اعلام کردند. م.) دوره دوم، که گایوس گراکوس جرات یافت به خاطر ناکامی برادرش آن را انجام دهد، کاملاً متفاوت بود. از نظر او قدرت خارق‌العاده بزرگان و ضعف فردی مردم عادی حقایقی بود که هیچ راه بازگشتی ندارد او وظیفه نصب یک مرجع عمومی را به عنوان زعامت امور مردم در نظر داشت. <strong> </strong>تضاد بین سیاست های دو برادر بی‌درنگ چشم می‌خورد. هدف برادر بزرگتر این بود که هر شهروند را به وضعیت مالک برگرداند، در حالی که برادر جوان‌تر قانونی را تصویب کرد که به هر شهروند جیره غله‌ای با قیمت ارزان اختصاص می داد که سپس به صورت رایگان ارائه شد. این اقدام در جهتی کاملاً مخالف با سیاست تیبریوس گراکوس بود. تیبریوس سعی کرده بود به تعداد خرده مالکان مستقل بیفزاید ولی گایوس تا آخرین نفر آنها را با جیره‌های رایگان به رم کشاند . در مرجع لکس فرومنتاریا  در حدود ۱۲۳ پیش از میلاد این گونه درج شده که گایوس گراکوس نرخ معامله غله را شش و یک سوم تعیین کرد. این دیدگاه توسط نویسنده تاریخ باستان کمبریج پذیرفته نمی‌شود (جلد ۹ ، فصل های ۲ و ۵) او مدعیست این قانون حتی پس از اینکه چهار سال بعد به دلیل هزینه‌بر شدن لغو شد، قیمت شش و یک سوم ارزیابی کمتر از آن نبود که دولت با خرید منصفانه امیدوار بود بدون زیانی جدی به فروش برساند. اکنون، جای شگفتی نیست که بتوان با هر نوع اطمینان تعیین کرد بر اساس هر فرضیه، قیمت اقتصادی غله در رمِ سال ۱۲۳ پیش از میلاد چه مقدار بوده است. تصور می شود این ادعای موجود در متن موجه باشد که حتی در مورد مطلوب‌ترین دیدگاه‌های لکس فرومنتاریا حتی اگر در آن کلاسیک‌ترین اقتصاددانان هم وجود نداشته باشند  دوره‌ای را تعیین می‌کند که منجر به پیشنهاد ساتورنینوس در ۱۰۳ پیش از میلاد شد. در تعیین نرخ شش و پنج نهم توسط مدیوس (هرچند رقم و نه تاریخ را نمی‌توان قطعی دانست) و سپس  توزیع رایگان توسط کلودیوس در سال ۵۸ پیش از میلاد به طور خلاصه می‌توان انصافاً گفت که این گراکوس بود که &#8220;موراکس را  به دام انداخت.نتیجه این شد که، به جای کلیت و تعمیم بخشی استقلال اعضای جامعه عمده آنها به مقامات دولتی وابسته شدند.برای انجام وظایف نوین خود، این مرجع لزوما باید یک گروه اداری جداگانه ایجاد می‌کرد که به مرور زمان تبدیل به امپراطوری شد و هیچ فرصتی را برای داشتن مناصب دائمی و پاسداری از آن از دست نداد. <strong> </strong>در حقیقت جمهوری وجود ندارد مگر در جایی که که قدرت با  اعضای خود به شکل یک موجودیت عینی رفتار کند و شهروندان برای مدیریت منافع مشترک موقتی فراخوانده شوند و هیچکدام انگیزه‌ای برای فزونی خواهی از پشتیبان‌ها را نداشته باشند.<strong> </strong>از طرف دیگر، قدرت (به معنای مدرن) به محض اینکه شکاف بین منافع فردی چنان ژرف گردد که ضعف توده نیاز به محافظت دائمی و مراقبتی همه جانبه داشته باشد و نتواند رفتاری بالغانه بروز دهد، شکل می‌گیرد.</p>
<p>__________________________________________</p>
<p>پی‌نوشت</p>
<p>عکس مقاله،عکس تیبریوس و گایوس گراکوس می‌باشد</p>

		</div>
	</div>
</div></div></div>
</div><p>نوشته <a href="https://iifom.com/eco33/">درباره قدرت بخش۵</a> اولین بار در <a href="https://iifom.com">پژوهشگاه مالکیت و بازار</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://iifom.com/eco33/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درباره قدرت بخش۴</title>
		<link>https://iifom.com/eco32/</link>
					<comments>https://iifom.com/eco32/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Control]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Feb 2021 16:26:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[آریستوکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[برتراند دو ژوونل]]></category>
		<category><![CDATA[دموکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[مکتب اتریشی اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[پلوتوکراسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iifom.com/?p=5100</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوشته <a href="https://iifom.com/eco32/">درباره قدرت بخش۴</a> اولین بار در <a href="https://iifom.com">پژوهشگاه مالکیت و بازار</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div class="wpb-content-wrapper"><div class="vc_row wpb_row row top-row wpb_custom_034b39d9bc6c6b310d69e39f0ccf274f"><div class="vc_column_container col-md-6"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_text_column wpb_content_element wpb_custom_7c91d232724f73626cc933bd95b25ff0" >
		<div class="wpb_wrapper">
			<h3>درباره قدرت</h3>
<h3>نویسنده:برتراند دو ژوونل</h3>
<h3>مترجم:ریحانه باقری</h3>
<h3>بخش چهارم(<a href="https://iifom.com/eco30/">بخش سوم</a>)</h3>
<p>به دست آوردن حقوق مدنی و سیاسی برای پلبی‌ها یک امر بسیار بزرگ شده بود حتی برای شخصیت‌های قدرتمند با روحیه جسورانه که راه خود را باز کرده و خانواده‌های قدرتمندی را تأسیس کرده بودند. از این رو موجب ضعف بسیاری از پاتریسی‌ها شد و افراد وابسته به آنان را کاهش داد.</p>

		</div>
	</div>
</div></div><div class="vc_column_container col-md-6"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_single_image wpb_content_element vc_align_left wpb_content_element  wpb_custom_81a4f7ef9830bf958462581aa01150fb"><div class="wpb_wrapper">
			
			<div class="vc_single_image-wrapper   vc_box_border_grey"><img loading="lazy" decoding="async" width="300" height="300" src="https://iifom.com/wp-content/uploads/2021/02/fb-300x300.jpg" class="vc_single_image-img attachment-medium" alt="" title="Floating island background" /></div>
		</div>
	</div>
</div></div></div><div class="vc_row wpb_row row top-row wpb_custom_034b39d9bc6c6b310d69e39f0ccf274f"><div class="vc_column_container col-md-12"><div class="wpb_wrapper vc_column-inner">
	<div class="wpb_text_column wpb_content_element wpb_custom_7c91d232724f73626cc933bd95b25ff0" >
		<div class="wpb_wrapper">
			<p>حالا قانون وجود داشت و دیگر پلبی در کار نبود (عامه ای که حقوق ممتازان را نداشته باشد درکار نبود م.)، روم پرآوازه گشته بود و این واقعیت داشت. برابری در این شرایط شکلی متفاوت را رقم زد حتی پرافتخارترین پاتریسی‌ها نیز افرادی والاتر از دهقانان متکبر نورسیده محسوب نمی‌شدند. اکنون ثروت‌های هنگفت گرد آمده بود و مصونیتِ حقوق فردی، همان محافظتی را که قبلاً برای ملاکین داشت برای اینان نیز به ارمغان می‌آورد.</p>
<p>راه عوام بدین وسیله هموار شد تا وضعیت حقوقی مردان آزاد را کاهش دهند و مشارکت عموم را کمتر تحت اختیار آن‌ها قرار بدهد تا به خاطر قصور خودشان و چه در راستای شرایط جدید آنها دیگر نتوانستند به تناسب پیشرفت کنند و دیگر آن که آلت دست و سوءاستفاده قرار گرفتند که باعث از بین بردن آزادی آنان شد، مسند تریبونی و همه‌پرسی برای اشراف کهن و هم برای به قدرت رسیده‌هایی که آنان را ضعیف نگه داشته بودند این نتیجه را تسریع کرد.</p>
<p>(تریبون به منصب‌های گوناگون نظامی و مدنی در <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D9%85_%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">روم باستان</a> اشاره دارد .تریبون‌های نظامی در اصل فرماندهان پیاده‌نظام بوده‌اند. در ابتدای جمهوری هر <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%DA%98%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B1">لژیون</a> ۶ تریبون داشت. برخی از آن‌ها توسط کنسول‌ها یا سایر فرماندهان نظامی و برخی دیگر توسط مردم برگزیده می‌شدند. منصب <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D9%88%D9%86%D9%88%D8%B3_%D9%BE%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%B3">تریبون مردم</a> tribuni plebis از قرن ۵ پیش از میلاد ایجاد و به یکی از قدرتمندترین مقام‌ها در روم باستان تبدیل شد. تریبون‌های مدنی توسط <a href="https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9_%D9%BE%D9%84%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7&amp;action=edit&amp;redlink=1">مجمع پلبی‌ها</a> که از غیراشراف تشکیل می‌شد، برگزیده می‌شدند. قدرت آن‌ها از طریق اعمال حق وتو بر اعمال <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B1_(%D8%B1%D9%88%D9%85)">کلانتر</a>ها و سایر مقامات هم ردیف با خودشان اعمال می‌شود. در ۴۵۰ پیش از میلاد تقریباً ۱۰ تریبون در روم موجود بوده‌است. آن‌ها همچنین حق اعلام جرم علیه مخالفان دولت را نیز داشتند. از ۳۰۰ پیش از میلاد بسیاری از قانون‌گذاری‌ها نیز توسط این مقامات آغاز می‌شد، چراکه قانون‌گذاری در شورای عوام راحت‌تر از <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9_%DA%86%D9%86%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%A7">مجمع چنتوراتا</a> بود.  م.)</p>
<p>پلبیِ عوام که زمانی هیچ حقوقی نداشت، اکنون با این سیاست نهادی مصون از تعرض، مجهز به قدرت دولت،  اختیارات کامل برای محافظت و حق خلع ید مخالفان و انفصال دائم آنان از مقام تریبونی را کسب کرده بودند.  مقام خدشه‌ناپذیری که پیشتر از این جبران کسر حقوق توده‌ها را به انجام رسانیده بود اکنون که برابری حقوق محقق گشته بود از بین رفت تا هیچ تهدیدی علیه پلبی‌های عامه در بین نباشد. از آن گذشته این نهاد، حمایت سنا را با هوشمندی از آن خود نمود تا با استفاده از آن طرح قضات مستقل را بازبینی نماید و سرانجام تمام اختیارات عمومی را در دست خود متمرکز کرد. مجلس سنا به تریبون‌ها اجازه داد پلبی‌ها به عنوان یک جامعه جداگانه پدیرفته شوند و با رای‌گیری قطعنامه‌هایی را مطرح و قوانینی تصویب شد. این قانون‌ها هم در مبانی و هم در محتوا بسیار متفاوت از قوانینی بود که پیشتر توسط قاضیان و به تایید سنا می‌رسید. موارد اخیر محدود به تدوین اصول کلی بودند. محصول دادرسی این دادگاه‌ها اکثرا نیازها و انفعالات گذرا را پوشش می‌داد و اغلب با اساسی‌ترین اصول قانون‌های پیشین در تضاد بود.</p>
<p>به این ترتیب، این تصور ذاتا اشتباه در جامعه روم مطرح شد که تجویز یا منع هر کاری از حیثِ اختیاراتِ قانونگذار است. هر شخصی که طرحی فقط به ظاهر سودمند و موقتی ارائه می‌داد کورکورانه تصویب و تایید می‌شد حتی اگر این پیشنهاد کل بنای نظم پایدار و دائمی را واژگون می‌کرد. این دادگاه بود که مردم را به ایده جبران ناجی مبنی بر اصلاح تعادل اجتماعی‌ای سوق داد که ماریوس و سزار وارثان آن شدند،  امپراطورها به آسانی روی ویرانه‌ی جمهوری و آزادی استقرار یافتند.</p>
<p>و چه مردانی بودند که سعی در تحمل این روند داشتند؟ همان مردان آزاد مکاتب قدیم، خنجر بروتوس اشرافی که بر  قلب ژاکوبین محبوب آرام گرفت.</p>
<p>( ژاکوبن در این جا تلمیحی است اشاره به اشتراکی معنایی. ژاکوبن‌ها انجمن دوستداران قانون اساسی فرانسه بودند. دوستان آزادی و برابری دوره تفوق سیاسی آنها شامل حکومت وحشت است که در طی آن بیش از ده هزار نفر در فرانسه محاکمه و اعدام شدند. در ابتدا توسط نمایندگان ضد‌سلطنت‌طلب برتانی تاسیس و به یک جنبش جمهوری‌خواهان در سراسر کشور تبدیل شد تفکر ژاکوبن‌ها در میان طبقات ممتاز و دولتی رواج داشت و عموماً به سمت استبداد معتدل، حقوق و تمرکز رسمی مساوی تکیه دارند و حامیان مداخله گسترده دولت در تغییر جامعه هستند. م.)</p>
<p>نابودی جمهوری روم ممکن است به طور مساوی بین توده‌های مقصر و وادادگی و شکست بزرگان نسبت داده شود.<strong> </strong>نظام آزادی مدنی و سیاسی می‌تواند تا زمانی بپاید که فراتر از مردانی سازگار با آن سازوکار گسترش نیابد؛ اما دیگر برای اقشاری که آزادی برای آنان چیزی فراتر از اقتدار سیاسی نبود، از این سامانه توقع کارکرد نمی‌رفت و برایشان قابل اجرا نبود. <strong> </strong>هرچند تاکنون مسئولیت خطا را به سوی توده مردم گرداندیم اما کفه‌ی نجبای آزاده و بزرگان نیز به همان اندازه سنگین است. آنها از پاتریسی و اشراف قانع قدیم به سرمایه دارانی طماع و حریص تبدیل شده بودند که با غارت و تسخیر مستعمرات و زمین‌های غیر قانونی و اعمال ناپسند و رباخواری مانند کیسیلیوس کلودیوس که صاحب ۰۰۳۶۰۰ جفت گاو و ۲۵۷۰۰۰ رأس گاو شده بود به قشری متورم و نوکیسه بدل گشته بودند. از آنجا که غیبت های مکرر سربازی در ارتش، خرده مالکان را از بین برد، نو سرمایه‌داران زمین‌های آنان را به دست آوردند، و این خود به روشنی گویاست که چگونه با تغییر کاربری این خاک حاصلخیز به مرتع و گله های پرشمار احشام،  ویرانی این زمین‌ها آغاز شد و برای نزدیک به دو هزار سال از زیر کشت خارج شد.</p>
<p>از همین رو به نظر می‌رسد که تیبریوس گراکوس خود را محق می‌دانست در تلاش برای محدود کردن ملاکان بزرگ و تضریب املاک کوچک باشد و بدین ترتیب قیود خطرناک نظم اجتماعی را تشدید می‌کرد.</p>
<p>از این رو به یک حقیقت بنیادین پی برده می‌شود &#8211; به آنچه که واقعاً می‌تواند راز آزادی نامیده شود. اگر اکثریت اعضای جامعه که در اداره‌ی آن مشارکت دارند برای نگاهداشتِ آن نگران نباشند، یک رژیم آزادیخواهانه &#8211; یعنی رژیمی که در آن حقوق ذهنی قابل نقض و تعرض باشد یا شهروندانی که از این امر سود می‌برند هرچند نه گسترده اما به هر حال از حمایت حقوقی یکسان خرسند خواهند شد؛ چرا باید بابت آن نگران شوند؟<strong> </strong>در اوج ترقی جمهوری، شهروندان خوش شانس‌تری می‌توانستند بدون نارضایتی موجبات پیروزی در انتخابات را کسب کنند، درست مانند جنگی که در خط مقدمش باشند. دلیل این امر این بود که علایق و منافع آنها گرچه زیاد بود اما از نظر نوع متفاوت از خرده همسایگانشان نبود.<strong> </strong>اما این هماهنگی طبیعی می‌تواند تا زمانی بپاید که شرایط مادی زندگی در یک زنجیره، بی‌وقفه از بالاترین عضو تا پایین‌ترین سطح از هم خیلی دور نباشند. هنگامی که در یک انتهای نردبان اجتماعی توده‌ای بزرگ منتفع شدند، در سر دیگر یک پلوتوکراسی و اغنیا تماما نابود شد. حقوق ذهنی زمانی مشروع قلمداد می شد  و همه آنچه شامل آنها می شد فروتنانه بود ولی هنگامی که ثروت‌های عظیم استفاده می‌شد و در زیر آنها پناه می گرفتند،  پرهیزکاری از بین رفت. پس از آن فشارهای اجتماعی کورکورانه و از روی حسادت علیه حقوق فردی آن اقلیت کوچک بود اما اکثریت برای از بین بردن این حقوق تلاش کردند و آزادی همگانی با آنها بنیان نهاده شد.</p>

		</div>
	</div>
</div></div></div>
</div><p>نوشته <a href="https://iifom.com/eco32/">درباره قدرت بخش۴</a> اولین بار در <a href="https://iifom.com">پژوهشگاه مالکیت و بازار</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://iifom.com/eco32/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
